ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤١٨ - ابن بقيه- احمد
سرى سقطى و جنيد بغدادى و ذو النون مصرى تكميل نمود، بزهد و تقوى و خوشزبانى معروف و به بغوى و ابن البغوى مشهور و جدّش از مردمان شهر بغشور مابين مرو و هرات بود. پدرش ببغداد منتقل و خودش هم در آنجا متولد و از آن رو كه بنور فراست از اسرار باطن و قلوب مردم خبر ميداده او را به نورى و امير القلوب و شمس العرفا نيز ملقّب ميداشتند. يا نور و شمس گفتن او بجهت آن بوده كه گويند نورى ديدند كه مثل آفتاب از بام صومعه او درخشيده و ببالا ميرفت. احمد هميشه خرابهنشين بود، فقط در ايّام جمعه بشهر مىآمد بلكه بعض اوقات تا يكسال از مردم عزلت گزيده و در صحراها و ويرانهها ميگذرانيد، گاهى هم چند سال سكوت كرده و اصلا حرف نميزد تا بسال دويست و هشتاد و پنجم يا ششم يا نود و پنجم هجرت درگذشت و جنيد بعد از فوت او گفت كه نصف علم عرفان و تصوف با موت نورى رفت.
(ص ١٢٢ ج ٢ فع و ٣٦٧ ج ٢ و ١٥٠ ج ٣ مه و سطر ٩ ص ٦٠ ت)
ابن بقاح
در اصطلاح رجالى حسن بن على بن بقاح و حسن بن على بن يوسف بن بقاح است.
ابن بقى- يحيى بن عبد الرحمن بن بقى
- مكنّى به ابو بكر، از مشاهير شعراى قرطبه اندلس بوده و از اشعار او است:
اكل بنى الآداب مثلى ضايع |
فاجعل ظلمى اسوة فى المظالم |
|
ستبكى قوافى الشعر ملاجفونها |
على عربى ضاع بين اعاجم |
|