ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٤٤ - ابن زبير- عبد اللّه
٢- ديوان شعر ٣- شفاء العلة فى سمت القبلة ٤- منية الالمعى و بلغة المدعى ٥- الهدايا و الطرف و غير اينها. در معجم الادبا گويد ابن الزبير احمد بن على با اخلاق خوبى كه داشته بسيار قبيح المنظر و كوتاهقد و سياهچرده بود، بينى پهن و لب كلفت و درشت داشت. از شريف محمد بن عبد العزيز نقل كرده كه ابن زبير با ما انسى تمام داشته و يكروز بىملاقات ما نبود تا آنكه روزى برخلاف عادت معمولى خود در اواخر روز حاضر شد، در جواب استفسار از سبب ديرپائى لبخندى كرده و جوابى نداد و گفت اين مطلب را سؤال نكنيد، تا بعد از اصرار گفت امروز عبورا زن جوانى را ديدم كه با نظر تمام بقدّ و قامت من نگاه ميكند، من هم از صورت و هيئت خودم غفلت كرده و پنداشتم كه محبت جمال من در دلش جاگير شده و بالخصوص كه بآستينش هم اشاره نمود پس بجانب وى رفتم تا آنكه چند كوچه پيچاندرپيچ رفته و بخانهاى وارد شد و مرا نيز خواند، نقاب از جمالش كه نمونه ماه چاردهشبه بوده برداشت، دخترك خود را نزد خودش خوانده و گفت كه اى بچه، اگر بعد از اين در جامه خواب خودت شاش كنى اينك مولانا قاضى (اشاره بمن) حاضر است و ترا ميخورد بعد از آن رو بمن كرده و اعتذار نمود و گفت: لا اعد منى اللّه تفضلك يا سيدنا القاضى پس بيرون شدم در حالتيكه از كثرت همّ و غم و خجلت قدرت حركت را نداشته و راه را پيدا نميكردم بارى ظاهر بلكه صريح ذريعه و اعيان الشيعة تشيّع صاحب ترجمه است.
(نى و ص ٧٦ ت و ٥١ ج ١ كا و ٥١ ج ٤ جم و ٨٤ ج ١٠ عن و ١٥٣ ج ٥ ذريعه و ٣٢٨٠ ج ٥ س و غيره)
ابن زبير- عبد اللّه
- بن زبير اسدى، از شعراى عصر بنى اميّه و مدّاح ايشان ميباشد، بسيار بدزبان و هرزهدهان بوده و مردم از شرّ زبان وى انديشناك بودهاند. همواره تعصّب بنى اميّه را رعايت مىنمود، در آخر عمر، بصرش نيز مثل بصيرتش شد و در زمان عبد الملك بن مروان پنجمين خليفه اموى (٦٥- ٨٦ ه ق- سه- فو) مرد. اكثر مدايح او در حق بشر بن مروان اموى بوده و از آن جمله است:
كأن بنى امية حول بشر |
نجوم وسطها قمر منير |
|