ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٦٤ - ابو الضياء- عبد الرحمن بن عبد الكريم
ظاهر اين جمله آن است كه اين ابو الصمصام، همان مذكور فوق است. امّا مغايرت نام پدر و حسينى بودن نسب ممكن است كه حسينى از سهو قلم كاتب بوده و لفظ معدّ هم همان معبد نام جدّ ذو الفقار باشد و خود بروجردى آنرا معدّ تصور كرده و با دو فتحه و تشديد دال بودن آن تصريح نموده و صاحب ترجمه را هم من باب نسبت بجدّ ذو الفقار بن معدّ گفته است و صريح كلام تنقيح المقال كه هردو را مستقلا عنوان كرده تعدّد سيد ذو الفقار مكنّى به ابو الصمصام است.
نگارنده گويد: ظاهر بحكم پارهاى قرائن جليّه از وحدت اسم و كنيه و زمان و مشايخ و مدت عمر و غيره وحدت و يكى بودن ابو الصمصام سيد ذو الفقار بوده و بعضى از اختلافات جزئى هم از قبيل حسنى يا حسينى و معدّ و معبد و مانند اينها سهل و بعضى محمول براشتباه كاتب و بعضى ديگر از قبيل مسامحات عرفيّه بوده و قادح در اتّحاد نميباشد. با اينهمه مطلب بسيار سهل و برفرض تعدّد نيز هردو در غايت جلالت و وثاقت بوده و در اعتبار سند روايتى كه در آن واقع شده خللى نميرساند و تأليفى هم ندارند كه محض بجهت معرفت اعتبار و عدم اعتبار آن معرفت حال مؤلف نيز ضرور باشد.
ابو الصمصام سيد عماد الدين ابو الصمصام سيد محمد ابو الصمصام سيد معبد
چنانچه اشاره شد همان ابو الصمصام سيد ذو الفقار بن محمد بن معبد مذكور فوق است و رجوع بدانجا شود.
ابو الصهبان ابو صهيب ابو الضريس ابو ضمره
در اصطلاح رجالى اولى عبد الجبار، دويمى حكيم بن صهيب صيرفى، سيمى عبد الملك بن اعين، چهارمى انس بن عياض ليثى است.
ابو الضياء- حسن بن محمد
- در باب اوّل (القاب) بعنوان بورينى نگارش يافته است.
ابو الضياء- عبد الرحمن بن عبد الكريم
- بن ابراهيم بن على بن زياد، اشعرىّ الاصول، شافعىّ الفروع، يافعىّ التصوف، ابو الضياء الكنية،