ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٢ - ابو الوفاء- ابراهيم بن على
نجاشى كه درباره مسلمين معمول داشته بوده آزادش گردانيد تا بعد از وفات نجاشى امورات حبشه مختل و هرجومرج شد، جمعى را نزد ابو نيزر فرستادند كه او را بجاى پدرش نشانده و تاجش بر سر كنند، حكمران و پادشاه خود شانش شناخته و اصلا تمرّد ننمايند لكن او قبول نكرد و گفت بعد از نعمت اسلام كه خداوندم موفق بدان كرده ديگر طالب سلطنت نميباشم.
مخفى نماند كه ابو نيزر بسيار بلندبالا و زيباترين مردم محسوب ميشد و رنگ بشرهاش هم مثل رنگ اهل حبشه نبود، بلكه عربىنژاد بودن وى از قيافهاش هويدا و هركسى او را ديدى عربى بودنش را متفطّن شدى. نيز موافق نوشته مراصد و معجم البلدان عين ابى نيزر كه موضعى است در حجاز از موقوفات حضرت على ع و نزديكى جبل رضوى است منسوب بدين ابو نيز ميباشد. (صد و ص ٧٦٦ ج ١ س و ٤٨٧ ج ١٦ عن)
ابو وائل
در اصطلاح رجالى شقيق بن سلمه و عمرة بن زبير است.
ابو الواثق
در باب اوّل (القاب) بعنوان عنبرى ابو الواثق نگارش دادهايم.
ابو واثله
در باب اوّل بعنوان قاضى اياس نگارش يافته است.
ابو وتيل
مردى است از عرب كه نخست بىچيز و پست مرتبه بود ولى اخيرا بجهت رطب خوردن شترهاى او ترقى كرده و بثروت نايل و بمقامى بس عالى رسيد و در ترقى و عزّت بعد از ذلّت ضرب المثل گرديد.
(مرصع ابن الاثير)
ابو الوجاهة- شيخ عبد الرحمن
- در باب اوّل بعنوان مرشدى مذكور شده است.
ابو وداعة ابو وداك ابو وديعه
در اصطلاح رجالى اولى حارث بن صبيره سهمى، دويمى شقيق بن سلمه يا خير بن نوح، سومى خذام بن وديعه انصارى اوسى و شرح حالشان موكول بدان علم شريف است.
ابو الوفاء- ابراهيم بن على
- در باب اوّل (القاب) بعنوان برهان الدين مذكور است.