ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٣ - ابو معشر بلخى- جعفر بن محمد بن عمر
را بالاى كوهى از طلا مىبينم كه در وسط درياى خون بوده و يك شهر مسينه نيز بدان دريا احاطه دارد و در تمامى عالم، مكانى بدين صفت سراغ نداريم پس حسب الامر سلطانى تجديدنظر كرد و باز همان حكم را تأييد نمود. سلطان از همهجا نااميد شد و فرمان داد جارچيان جار كشيدند كه خود آن مقصر و آن كسى كه پناهش داده در امان هستند، چون مقصر نداى امان شنيد با دل آسوده نزد سلطان رفت و آن حيله و چارهجوئى را بعرض رسانيد پس آن حيلت وى و حسن اصابت و حكم ابو معشر مورد تحسين گرديد.
احمد رفعت همين قضيه را بطور خلاصه نقل كرده و هم گويد: وقتى انگشترى قيمتى از پادشاه بلخ مفقود شد و حل اين عقده را از ابو معشر درخواست نمود آن حكيم گفت كه خدايش اخذ كرده است، اين حكم بحسب ظاهر جالب خنده و مسخره گرديد و به جهلش منتسب داشتند تا آنكه در ميان اوراق قرآن مجيدش پيدا كردند و مهارت آن حكيم بيشازپيش مورد تحسين گرديد.
در عهد مستعين باللّه دوازدهمين خليفه عباسى (٢٤٨- ٢٥٢ ه ق- رمح- رنب) پيش از وقت بوقوع امرى حكم كرد و مطابق واقع هم آمد لكن اين معنى اخبار قبل از وقوع ناپسند خليفه شد و محكوم بتازيانهاش نمود اينك همواره ميگفته اصبت فعوقبت حكم صواب را كه پاداش چنين باشد در حكم خطا چه مكافات خواهم ديد. على الجملة نظير قضيه اوّلى را بخواجه نصير طوسى هم نسبت دادهاند كه در قبال حيله ابن حاجب در هنگام فتح بغداد بوده و باشخاص ديگر نيز منسوب ميباشد كه موافق نقل معتمد در فلك السعاده شاهزاده دانشمند اعتضاد السلطنه بتفصيل آنها پرداخته است.
ابو معشر تأليفاتى در نجوم و رياضى دارد كه بسيارى از آنها در كتابخانههاى اوروپا موجود است:
١- اثبات علم النجوم ٢- الاختيارات على منازل القمر ٣- اقتران النحسين فى برج سرطان ٤- بغية الطالب فى معرفة الضمير للمطلوب و الطالب و المغلوب و الغالب كه در مصر چاپ شده است ٥- تحاويل سنى العالم ٦- تحاويل سنى المواليد ٧- تفسير المنامات من النجوم ٨- زيج القرانات ٩- زيج الهزارات ١٠- طبايع البلدان ١١- الكدخداه ١٢- المدخل