ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٥٤ - ابو شكور بلخى
ابو شعبه حلبى
مصطلح رجال، نامش غيرمعلوم و خانواده او كه به آل ابى شعبه معروف هستند در خاتمه باب كنى بهمين عنوان آل ابى شعبه مذكور است.
ابو الشعثاء- جابر بن زيد
- ازدى و يزيد بن زياد بن مهاصر موكول بعلم رجال است.
ابو الشعياء- عجاج
- در ضمن شرح حال پسرش رؤبه در باب اوّل مذكور است.
ابو شعيب
در اصطلاح رجالى حماد بن شعيب حمانى و صالح بن خالد محاملى است.
ابو شفقل
در مرصّع ابن الاثير گويد كه ابو شفقل شيطان فرزدق شاعر است كه فرزدق بگمان خود اشعار خود را از او روايت مىكند چنانچه ابو لبينا نيز شيطانى ديگر ميباشد كه تلقين شعرش ميكند و معنى اينجمله را از خود ابن الاثير نيز بايد پرسيد و در جايى ديگر بنظر نرسيد. در قاموس اللّغة همينقدر گويد كه ابو شفقل راويه فرزدق يعنى كسى است كه اشعار فرزدق را از خودش روايت ميكند و از ابو لبينا چيزى داير بدين موضوع نگفته است.
ابو شكور بلخى
- از شعراى قرن چهارم هجرت ميباشد كه در سال سيصد تمام هجرت متولد شد، با امير نوح بن نصر بن احمد بن اسماعيل سامانى چهارمين حكمران ملوك سامانيّه (٣٣١- ٣٤٣ ه ق- شلا- شمج) معاصر و ظاهرا مدّاح وى هم بود، قصائد و قطعات بسيارى بدو منسوب و يك مثنوى مبسوطى نيز بنام آفريننامه ببحر تقارب بدو منتسب ميباشد و از او است:
مار را هرچند بهتر پرورى |
چون يكى خشم آورد كيفر برى |
|
سفله فعل مار دارد بىخلاف |
جهد كن تا سوى سفله ننگرى |
|
درختى كه تلخش بود گوهرا |
اگر چرب و شيرين دهى مر ورا |
|