ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٤٣ - ابن زبير- احمد
ابن بشكوال سابق الذكر ميباشد. كتاب مذكور ابن بشكوال نيز يك مجلّد و متمّم كتاب ابو الوليد بن الفرضى و همه اينها در تاريخ علماى اندلس ميباشند. ابن الزبير بسال هفتصد و هشتم هجرت در حدود هشتاد و يك سالگى درگذشت.
(سطر ١٦ ص ٧٧ ت و غيره)
ابن زبير- احمد
- بن على بن ابراهيم بن محمد بن حسين بن زبير، ازدىّ القبيلة، غسّانىّ الشعبة، زبيرى يا ابن زبير الشهرة، ابو الحسين الكنية، مصرى اسوانىّ البلدة (بشهر اسوان نامى از بلاد مصر منتسب است) به رشيد يا بجهت امتياز از رشيد وطواط و نظائر وى به رشيد اسوانى و رشيد بن زبير ملقّب، اغلب به قاضى رشيد و قاضى غسانى موصوف، از مشاهير علما و شعراى قرن ششم هجرت ميباشد كه در شرعيّات و رياضيّات و ادبيّات يدى طولى داشت، فقيه نحوى لغوى منطقى كاتب منشى شاعر عروضى بود، در طب و نجوم و موسيقى و هندسه و اكثر فنون متداوله متمهّر كاتب منشى شاعر عروضى بود، در طب و نجوم و موسيقى و هندسه و اكثر فنون متداوله متمهّر و مدتى در يمن قضاوت نمود تا بلقب قاضى قضاة اليمن و داعى دعاة الزمن ملقّب گرديد.
پس هواى خلافت بر سرش افتاد، گروهى هم اجابتش كرده و بنام وى سكّه زدند، از اينرو مغلولا بشهر قوص از بلاد صعيه مصرش برده و در آنجا بامر طرخان والى، در مطبخ زندانى شد، بفاصله يك يا دو شب بتوصيه كتبى طلايع بن زريك از وزراى خلفاى فاطميّه خلاص گرديد، در اواخر ايشان بجهت مرثيهاى كه درباره ظافر عبيدى دوازدهمين خليفه فاطمى سابق الذكر انشا كرده و در مجلس عزا و ماتم خوانده بود (كه از ابيات آن است: افكر بلاء بالعراق- و كربلاء بمصر اخرى) بمقام عالى رسيد، بسمت سفارت ببلاد يمن اعزام شد، در آنجا بمدّاحى بعضى از اكابر پرداخت، از اينرو، تمامى دارائى او در مصر ضبط دولت گرديد، بعد از مراجعت، خودش را نيز در سال پانصد و شصت و دويم يا سيّم هجرت بدار كشيدند.
از تأليفات و آثار قلمى او است:
١- جنان الجنان و رياض الاذهان كه در شعراء مصر و تذييل يتيمة الدهر ثعالبى است