ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٤٢ - ابن ابى دواد- احمد
رمضان دويست و بيستم هجرت بحكم معتصم كه در اين مسئله با وى موافقت داشته باحمد بن حنبل نيز كه از جمله مخالفين و بقدم قرآن معتقد بوده سى و هشت تازيانه زدند، لكن احمد اصلا متأثّر نشد و با وجود اينكه در مجلس مناظرهاى كه براى مذاكره همين مطلب تشكيل داده بودند محكوم و ملزم شد و اصلا قدرت جواب علمى از ادلّه حدوث قرآن را نداشت باز هم در همان عقيده قدم قرآن ثباتقدم ميورزيد.
صاحب ترجمه، علاوه بر مراتب علميّه در امور سياسى نيز مسلّم بود، خلفاى وقت در خلوت و جلوت بىتصويب وى بكارى اقدام نميكردند، مأمون برادر و وليعهد خود معتصم را وصيّت نمود كه هيچ موقع از او جدا نشوند و در مهمّات امور بىمشورت وى كارى انجام ندهند كه رأى او بتنهائى مغنى از رأى هر مشير و وزير است اين بود كه معتصم همينكه بسال دويست و هيجدهم هجرت بعد از وفات مأمون بخلافت رسيد يحيى بن اكثم، قاضى القضاة وقت را عزل و صاحب ترجمه را بقاضى القضاتى نصب نمود، او نيز با تمام عزّت و نفوذ و قدرت ميزيست بحدّى كه بسيارى از اشخاص محكوم باعدام را نجات داد و درعينحال بناى مخاصمت با خانواده رسالت ص گذاشت و بشرحى كه در محل خود نگارش دادهاند در قتل حضرت جواد امام محمد تقى ع تفتين و سعايت كرد، معتصم را بقتل آن امام معصوم مظلوم بشورانيد. اينك بكيفر اين سوء سريره خود، در پايان كار بسيار خوار شد، آنهمه عزّت مبدّل بذلّت و تمامى اندوخته عمرى او در اندكزمانى بجريمه و تاوان بىپايان گماشتگان متوكّل صرف گرديد و در سال دويست و چهلم هجرت بمرض فلج (كه طرف راست بدن او اصلا حس و حركتى نداشته) در بغداد درگذشت، يا خود بسال دويست و سى و سيّم در زمان خلافت متوكّل به فلج مبتلا و پسرش ابو الوليد محمد متصدى قضاوت شد تا در سال سى و هفتم هردو مورد غضب متوكّل شدند، يكصد و بيست هزار دينار (طلاى مسكوك هيجده نخودى) و يك جوهر گرانبهائى كه چهل هزار دينار ارزش داشته از محمد جريمه گرفت و از سامره ببغدادش تبعيد نمود و بهرحال:
سهل كارى نيست خون آل احمد ريختن |
خاك غم بر فرق فرزند پيمبر ريختن |
|