ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٠١ - ابو عدى- حاتم بن عبد اللّه بن سعد بن حشرج
رسيد منصور بسيار گريست و گويا تا آنوقت اين آيه را نشنيده بود سپس باز بدرخواست منصور مواعظ ديگرى گفت پس منصور ده هزار درهم بدو بخشيد، او هم قسم ياد كرد كه اصلا قبولش نكند پس منصور از حاجت وى پرسيد گفت حاجتم اين است كه احضارم نكنى تا خودم بيايم و چيزى هم بمن ندهى تا خودم بخواهم منصور گفت كه گويا ديگر ملاقات نخواهيم كرد گفت بلى اصل حاجتم اين است. با اينهمه زهد و ورعى كه داشته در تاريخ بغداد عقائد و اقوال منكره بسيارى بدو منسوب نموده كه نقل آنها موجب اطناب است.
پدرش عبيد را گفتند كه پسر تو نزد حسن بصرى تردّد مينمايد و شايد خيرى از او برآيد گفت از پسر من چه خير خواهد آمد كه پدرش مثل من بوده و با مادرش زنا كردهام.
احتجاجى كه هشام بن حكم از اصحاب حضرت صادق ع در مسجد بصره با ابو عثمان كرده معروف است. وفات ابو عثمان بسال يكصد و چهل و دويم يا سوم يا چهارم يا هشتم هجرت واقع شد، منصور چند شعرى در مرثيهاش گفته كه از آنجمله است:
لو ان هذا الدهر القى صالحا |
القى لنا عمروا ابا عثمان |
|