ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠٠ - ابو الدنيا- على بن عثمان
حاضر و منتظر صحت و بهبودى امير و اذن ورود ميباشند پس با ضعف تمام بر بستر نشست، بعد از تفقّد مكشوف داشت كه ضيق معاش و قلت بضاعت ايشان را از اهل و وطن آواره ساخته و باميد عطا نزد وى آمدهاند، امر نمود كه هريكى از ايشان را يك كيسه طلا كه هركيسهاى محتوى دو هزار دينار (هردينارى معادل يك اشرفى طلاى هيجده نخودى ايرانى است) بوده دادند، علاوه بر آن، مخارج و نفقه مراجعت ايشان را نيز عطا فرمود كه آن كيسهها را همچنان سربسته و دستنخورده باهل خود برسانند. در قبال اين خدمت درخواست نمود كه هريكى از ايشان سلسله نسب خود را پدر بر پدر تا حضرت امير المؤمنين ع و صديقه طاهره ع بخط خودشان نوشته و در پايان آن ورقه نيز بخط خودشان بنگارند:
يا رسول اللّه انى وجدت اضافة و سوء حال فى بلدى و قصدت ابا دلف العجلى فاعطانى الفى دينار كرامة لك و طلبا لمرضاتك و رجاء لشفاعتك ايشان نيز بهمان قرار نوشته و تسليمش نموده و رفتند و حسب الوصيه، آن اوراق را در توى كفن ابو دلف گذاشته و با او دفن كردند.
در كرم و سخاوت و احوال و وقايع شاعرانه او غرائب و نوادر بسيارى منقول و در عهد مأمون و معتصم عباسى مشمول عنايات بسيارى بود و وفات او در سال دويست و بيست و پنجم يا ششم هجرت واقع گرديد.
(ص ٧١٥ ج ١ س و ١٦٩ ف و ١٦ هب و ٢٩٩ ج ١ مه و ٢٠٤ لس)
ابو الدنيا- على بن عثمان
- مغربى حضرموتى، معروف به معمر و معمر مغربى، مكنّى به ابو الدنيا، نام و نسب او در كتب مربوطه مابين عثمان بن خطّاب و على بن عثمان بن خطّاب مردّد و شرح حال و حكايات و قصص او در بحار و غيره مذكور است و در اينجا بپارهاى ملاحظات راجحه تنها بنقل كلام خطيب بغدادى (متوفّى بسال ٤٦٣ ه ق- تسج) اكتفا مينمايد. در صفحه چهل و نهم جلد سيّم تاريخ بغداد بواسطه عبد العزيز بن على از ابو بكر آمدى محمد بن عثمان روايت كرده كه او ابو الدينار را در ميان مكّه و مدينه ديده كه از حضرت امير المؤمنين ع (على بن ابيطالب) روايت كرد كه حضرت رسالت ص ميفرمود: طوبى لمن رآنى و من رآى من رآنى و من رآى