ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦٣ - ابن ابى الغنائم- على بن محمد
كه قطع بقتل خود نمود ميگفت كه چهار هزار حديث دروغ جعل و در احاديث شما قاتى كردهام و در پاسخ استفسار از سبب ترك مذهب استاد خود حسن بصرى و اختيار كردن راهى بىاصل و بىحقيقت گفت صاحب من (حسن) زير بار مذهب ثابت معينى نرفته بود، گاهى بقدر معتقد و گاهى بجبر ملتزم ميشد.
(نى و صد ٤٧ هب و ٦٩٧ ج ١ مه و اطلاعات متفرقه)
ابن ابى عون- ابراهيم بن محمد
- بن احمد بن ابى عون، عالمى بوده اديب و كتاب تشبيهات نامى تأليف داده است. در اوائل قرن چهارم هجرى به شلمغانى سابق الذكر ملحق شد و در سلك خواص اصحاب او منسلك گرديد و از كسانى بوده كه درباره وى غلوّ مفرط ميكردند و بخدائيش اعتقاد داشته و ميگفتند كه خدا در آدم و شيت و ساير انبيا و اوليا و اوصيا على الترتيب حلول كرده تا در جسد حضرت حسن عسكرى ع و سپس در قالب شلمغانى قرار يافته است و روى اين خيال فاسد، حرم و اموال خودشان را بدو مباح ميدانستند كه موافق اراده خود تصرف نمايد. عاقبت بطوريكه در شرح حال شلمغانى اشاره شد بسال سيصد و بيست و دويم هجرت او را با خدايش در دار كرده و جسدشان را سوختند.
(ص ٥٩٧ ج ١ س و ٧٤٦ ج ٢ مه و ٢٣٣ ج ١ جم و غيره)
ابن ابى عياش
در اصطلاح رجالى ابان بن ابى عياش است.
ابن ابى عيينه
بصرى مهلبى، از شعراى اواخر قرن دويم هجرى عهد برامكه و از معاصرين ابو نواس و اصمعى سابق الذكر بود و در مقام اظهار اشتياق وطن خود بصره گويد:
فان اشك من ليلى بجرجان طوله |
فقد كنت اشكو منه بالبصرة القصر |
|
فيا نفس قد بدلت بؤسا بنعمة |
و يا عين قد بدلت من قرة عبر |
|