ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٧٥ - ابن حزم- محمد بن يحيى
ادبيّات متداوله و علوم بسيارى متفنّن و بهمين جهت در كلمات اهل فن به علامه موصوف، در ذكاوت و كثرت و سرعت حفظ و صفاى قريحه شعرى و فنون فصاحت و بلاغت در نهايت شهرت و وحيد عصر خود. نخست در مذهب شافعى بوده و باحكام وى عمل مينمود، اخيرا در فقه، رويّه داود بن خلف اصفهانى را كه از اهل ظاهر بوده ستوده و طريق استقلال پيمود و خودش احكام دينيّه را از ظواهر كتاب و سنّت استنباط مينموده و بهمين جهت مورد تشنيع فقها شد و تبعيدش نمودند، يا خود تبعيد او بجهت بدزبانى او بوده كه احترام هيچيك از علماى وقت را رعايت نمىكرد و كسى از شرّ زبان او ايمن نبود بحدّى كه زبان او و شمشير حجّاج بن يوسف را برادر و برابر ميشمردند. عاقبت اسباب نفرت حكومت و افراد ملت را نيز فراهم آورد تا او را از مولد خود قرطبه اندلس تبعيد نمودند بالاخره در باديه لبله يا لبلبه نامى بسال چهار صد و پنجاه و ششم هجرت در هفتاد و دو يا سه سالگى درگذشت و از اشعار او است:
لئن اصبحت مرتحلا بجسمى |
فروحى عندكم ابدا مقيم |
|
و لكن للعيان لطيف معنى |
له سأل المعاينة الكليم |
|