ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٨٧ - ابن الاعرابى- محمد بن زياد
پدرش على بوده و گاهى خود او را نيز اعثم و كتاب تاريخ مذكورش را تاريخ اعثم هم گويند (چنانچه اشاره نموديم) و الّا تاريخ اعثم كوفى تأليف ابن اعثم است نه پدرش على ملقّب به اعثم.
(مجمع الادبا و ٢٠٥ ج ١ نى و ٢٢٠ و ٢٣٤ ج ٣ ذريعه)
ابن الاعجمى
بنوشته اكمال الدين صدوق، از اهل يمن و از كسانى است كه بشرف ملاقات حضرت ولىّ عصر ارواحنا فداه مشرّف و بمعجزه آن حضرت وقوف يافته و اسم او را ذكر نكرده است.
ابن الاعرابى- احمد بن محمد
- در باب دويم بعنوان ابو سعيد احمد مذكور شد.
ابن الاعرابى- محمد بن زياد
- كوفى، مكنّى به ابو عبد اللّه، شاعرى است ماهر نحوى فاضل لغوى كامل، راوى اشعار قبائل و حافظ آنها، در كوفه از اكابر ائمّه لغت و علماى عربيّه، از تلامذه كسائى و ناپدرى خودش مفضل بن احمد و بعضى از اكابر ديگر بود. ابن سكيت و ثعلب و جمعى ديگر از اكابر وقت كه قريب بصد نفر بودهاند فنون ادبيّه را از وى اخذ كرده و از بلاد بعيده حاضر حوزه او ميشدهاند. ثعلب گويد ده و چند سالى حاضر حوزه او بودم، در اين مدت اصلا كتابى در دست او نديدم بلكه حاضرين محضر او پيش وى خوانده و مشكلات را از وى سئوال ميكردند، او هم بدون كتاب، املا و انشا مينمود و املائات او بار چندين شتر ميباشد.
در غرائب كلام نيز امتياز خاصى داشت، اصمعى و ابو عبيده را كه از متخصصين اين رشته بودهاند حمل بر قصور ميداشته است. ولادت ابن الاعرابى در سال يكصد و پنجاهم شب وفات ابو حنيفه، وفات او هم سال دويست و سى و يكم يا دويم هجرت در سامره واقع شد و قاضى ابن ابى داود سابق الذكر بر جنازهاش نماز خواند. از اشعار او است كه در وصف كتاب گفته است:
لنا جلسآء ما نمل حديثهم |
الباء مأمونون غيبا و مشهدا |
|
يفيدوننا من علمهم علم ما مضى |
و عقلا و نأديبا و رأيا مسددا |
|
فلا فتنة نخشى و لا سوء عشرة |
و لا نتقى منهم لسانا و لا يدا |
|