ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٤ - ابو مسلم- عبد اللّه بن ثوب
فتوحات عظيمه اثر فرح و انبساطى در وى ظاهر نگشت، در شدائد و بلايا هم اندوه و ملال را بر دل خود راه نداد، اصلا حالتش تغيير نكرد، در غير موقع مقتضى خنده نميكرد، نيز سالى زياده بر يكبار با زن همبستر نشده و ميگفته است كه مجامعت نسوان جنون است و سالى يك جنون در حق انسان كافى است، از كثرت غيرتيكه درباره خانوادهاش داشته كسى داخل قصر او نميشد حتى اسبى را كه شب زفاف، عروسش بر آن سوار بوده كشته و زينش را هم سوختند كه مردى ديگر بر آن سوار نشود و بقضيه نامه سراپا جسارت ابو مسلم كه بحضرت صادق ع نوشته است در ضمن شرح حال ابو هريره عجلى اشاره خواهد شد.
ناگفته نماند: ابن النّديم در كتاب فهرست خود گويد از جمله عقائديكه بعد از اسلام در بلاد خراسان حادث شد يكى هم مسلميه است كه اصحاب و اتباع همين ابو مسلم بوده و بامامت وحى و مرزوق بودن وى و ظهور او در وقتيكه خودشان ميدانند معتقد بودند، بعد از قتل او بنواحى عالم متفرّق و يكى از ايشان كه اسحق نام داشته ببلاد تركستان (ماوراء النهر) رفت، مردم را ببيعت ابو مسلم دعوت كرده و ميگفته است كه خود ابو مسلم در جبال رى محبوس است (چنانچه محمد بن حنفيّه بزعم كيسانيّه در كوه رضوى است) و اسحق مزبور را هم اسحق ترك گفتن بهمين جهت اقامت در تركستان ميباشد و الّا در اصل ترك نبوده بلكه بزعم بعضى عرب علوى نسب، از اولاد يحيى بن زيد بن على است كه از بنى اميّه فرار كرده تا بتركستان رسيده و بمرام كتمان امر خود اظهار مذهب مسلميه مينموده است و بزعم بعضى اسحق مذكور در اصل تركىنژاد بوده و ابو مسلم را هم پيغمبر مرسل از طرف زردشت ميدانسته است كه مردم را بطرف او بسمت پيغمبرى وى دعوت ميكرده و زردشت را هم زنده ميدانسته است.
(ص ٢٠٧ ج ١٠ تاريخ بغداد و ٩ ج ١ فع و ٣٠٣ ج ١ كا و ٤٨٣ ف و ٧٦٠ ج ١ س)
ابو مسلم- عبد اللّه بن ثوب
- خولانى، يكى از زهاد ثمانيه ميباشد كه اساميشان بطور اجمال تحت همين عنوان از باب القاب مذكور و هم در