ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٣ - ابو مسلم- عبد الرحمن بن مسلم
دولتى ديگر خواهد شد و عاقبت خودش نيز در روم بقتل خواهد رسيد.
از ربيع الابرار زمخشرى نقل است كه ابو مسلم در عرفات ميگفته است: اللهم انى تائب اليك مما لااظنك ان تغفرلى. بدو گفتند مگر آمرزش يك نفر چندان بزرگ است كه مقدور خداوندى نميباشد گفت من لباس ظلمى بافتهام كه در تمامى دوره خلافت بنى عباس در بر مردم بوده و در هرظلمى مورد لعن مردمان خواهم شد كسى كه اين جماعت نامحدود خصم وى باشند چگونه قابل مغفرت خواهد بود علاوه كه در دوره نفوذ و اقتدار خودم ششصد هزار تن را بطور قتل صبرى كشتهام (قتل صبرى آن است كه دست و پاى كسى را بسته و بكشند، يا آنكه كسى او را گرفته و ديگرى بكشد، يا اينكه آن مقدار زندانيش كنند تا بميرد).
نسب ابو مسلم و عربى و عجمىنژاد بودن وى بين ارباب سير محل خلاف و نظر، موافق نوشته بعضى نام اصلى عجمى او پيش از قبول اسلام بهزاد و نام اصلى پدرش هم بنداد هرمز بود، بعد از تشرّف باسلام نام خودش را بعبد الرحمن و پدرش را نيز بمسلم يا عثمان يا ابراهيم تبديل دادند (چنانچه اشاره نموديم) خودش هم علاوه بر عربىنژاد بودن مدّعى سيادت و هاشميّت بود، محض اينكه در انظار عامّه در عداد خانواده عباسيّه باشد خود را از اولاد سليط بن على بن عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب معرفى ميكرد.
بعضى ديگر، از اكرادش دانند و ابو دلامه سابق الذكر در اين اشعار خود بدان اشعار كرده و بعوض ابو مسلم به ابو مجرماش مخاطب داشته و گويد:
ابا مجرم ما غير اللّه نعمة |
على عبده حتى يغيره العبد |
|
افى دولة المنصور حاولت عنده |
الا ان اهل الغدر آبائك الكرد |
|