ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٧٨ - ابن سيد الناس- محمد
ابن السيد- على
- بن محمد بن السيد، نحوى لغوى، مكنّى به ابو الحسن، معروف به خيطال و ابن السيد (بر وزن عيد) برادر بزرگ ابن السيد عبد اللّه مذكور فوق ميباشد كه از اكابر لغويّين، در حفظ و ضبط لغت متفرّد بود. برادر مذكورش اكثر كتب ادبيّه را از وى خوانده و تأليفى از او بدست نيامده است. بسال چهار صد و هشتاد و هشتم هجرت از طرف ابن عكاشه در قلعه رياح از اندلس حبس شد و هم در آنجا درگذشت.
(ص ٥٦ ج ١٥ جم و سطر ٢٥ ص ٤٥٠ ت)
ابن سيد الناس- محمد
- بن احمد بن عبد اللّه اندلسى اشبيلى يعمرى، اديب منشى بليغ حافظ شافعى كه كنيهاش ابو الفتح، لقبش فتح الدين و بجهت انتساب بجدّش كه كنيه ابو بكر داشته به ابن ابى بكر مشهور و بسبب انتساب بجدّ سيد الناس نام خود (كه بنوشته بعضى جدّ نهمش بوده) به ابن سيد الناس نيز معروف ميباشد از اكابر فقها و محدّثين قرن هشتم شافعيّه بشمار ميرود كه نحو را از ابن النحاس، حديث را از پدر خود خواند، پس در دمشق در حوزه ابن دقيق العيد سالها حاضر و تكميل مراتب علميّه نمود، علاوه بر فقه و حديث، در تاريخ و ادبيّات و ديگر علوم متداوله نيز متمهّر و بر اقران خود مقدّم شد، رياست مذهبى او مسلم بود، شعر خوب نيز ميگفته و از او است:
ان غص من فقرنا قوم غنى منحوا |
فكل حزب بما اوتوه قد فرحوا |
|
ان هم اضاعوا لحفظ المال دينهم |
فان ما خسروا اضعاف ما ربحوا |
|