ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٤٤ - ابن ابى ربيعه- عمر بن عبد اللّه
ابن ابى الربيع- محمد بن سليمان
- ابو عبد اللّه الكنية، معافرىّ القبيلة، شاطبىّ الولادة، اسكندرىّ الوفاة و الاقامة، از جمله عرفا و اهل سير و سلوك و ارباب طريقت و مؤسّسين قواعد شريعت و حقيقت، جامع علم و عمل، بزهد و تقوى معروف و در صحبت اجلّه استماع حديث نموده بوده و قرآن مجيد را با قرائات سبعه خوانده و تأليفات بسيارى بدو منسوب دارند:
١- الاربعين المضيئة فى الاحاديث النبوية ٢- زهر العريش فى تحريم الحشيش ٣- اللغة الجامعة فى العلوم النافعة ٤- المسلك القريب فى ترتيب الغريب ٥- المنهج المفيد فى ما يلزم الشيخ و المريد. در رمضان ششصد و هفتاد و دويم هجرت در هشتاد و هفت سالگى در اسكندريّه درگذشت. معافر بر وزن مساجد نام شهرى و هم پدر قبيلهايست از بطون همدان و شاطبى هم منسوب بشهر شاطبه از بلاد اندلس است.
(ص ٧٠٤ ج ٢ مه و ١٢٥ ج ٤ فع)
ابن ابى ربيعه- امية بن ابى الصلت
- بعنوان ابن ابى الصلت خواهد آمد.
ابن ابى ربيعه- عمر بن عبد اللّه
- بن ابى ربيعه مخزومىّ القبيلة، از مشاهير شعراى غزلى اوائل اسلام ميباشد كه تمامى اشعار او در اوصاف نسوان و اظهار تعشق با ايشان است. با آنهمه استنكافى كه عموم مسلمين در صدر اسلام از تعرّض زنان داشتند باز هم باستظهار قدرت قبيله خود از آن عادت منحوسهاش دستبردار نشد و در موسم حج، احرام مىبست و حلل فاخره مىپوشيد و در حين طواف و مشاعر حجّ، بمشاهير زنان عرب و اجمل ايشان بنظر خيانت مىنگريست و اوصاف ايشان را بنظم مىآورد و از اين راه بسيارى از ايشان مورد تعشّق وى بودند. برادرش حارث شديدا از شعر گفتن منع مينمود و بوعده مال بسيار تطميعش ميكرد لكن اصلا مؤثّر نميشد.
هشام بن عروه توصيه ميكرد كه اشعار او را بجوانان خود ياد ندهيد كه مبتلاى امر قبيح نباشند. بالجملة عمر با دخترى ثريّا نام امويّه بنت على بن عبد اللّه بن حارث اموى (كه در حسن و جمال شهرتى بسزا داشته) تعزل ميكرد تا آنكه ثريّا با سهيل بن عبد الرحمن