ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٦ - ابو منصور- حسن بن نوح
ابو المنذر
در اصطلاح رجالى ابى بن كعب بن قيس نجارى، جارود بن منذر كندى، جفير بن حكم عبدى، زهير بن محمد، هشام بن محمد بن سائب و بعضى ديگر است. ابى مزبور از كبار اصحاب و از كتّاب وحى حضرت رسالت ص بود، در عهد خلافت عمر يا عثمان وفات يافت و همان است كه روايت فضائل سور قرآنى در كتب تفاسير بدو منسوب و بزعم بعضى از علماى رجال تمامى آن روايات بىاصل و از موضوعات و مجعولات خود ابى است. در تنقيح المقال هم اصل مجعول بودن روايات مذكوره را مسلّم داشته و گويد جاعل آنها بعد از زمان ابى بوده و خود آن جاعل نيز بجعل آنها و نسبت دروغى بابى دادن اقرار آورده كه بغرض ترغيب مردم بتلاوت قرآن بوده و الّا خود ابى جاعل آنها نبوده است و تحقيق اين مراتب خارج از وضع كتاب است.
ابو المنذر- عبد اللّه بن حسان
- در ضمن شرح حال غزالى محمد اشاره نمودهايم.
ابو المنذر- هشام بن محمد
- در باب اوّل بعنوان كلبى هشام مذكور است.
ابو منصور[١]
ابو منصور- احمد بن على بن ابيطالب
- در باب اوّل بعنوان طبرسى مذكور است.
ابو المنصور- اسمعيل بن عبد المجيد
- در باب اوّل بعنوان ظافر عبيدى مذكور است.
ابو منصور بخارى
همان ابو منصور حسن بن نوح مذكور ذيل است.
ابو منصور بغدادى- عبد القادر
- ذيلا بعنوان ابو منصور عبد القادر مذكور است.
ابو منصور- حسن بن زين الدين
- بعنوان صاحب معالم در باب اول مذكور است.
ابو منصور- حسن بن نوح
- بخارى قمرى، از مشاهير و متبحّرين اطبّاى اسلامى ميباشد كه در هردو قسمت علمى و عملى طبّ مهارتى بسزا داشت، در اصول و فروع آن علم شريف آشنا، يگانه زمان، نزد ملوك سامانيان
[١]- ابو منصور- در اصطلاح رجالى ظفر بن حمدون و منصور بن حارم و بعضى ديگر است.