ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩ - ابو البركات- حسن بن محمد
ميتوان گفت كه موسوم به محمد بودن چهارده تن از پدران وى على التوالى از خصايص تاريخى او بوده و در صورت ثبوت و صحت بىنظير و بىسابقه ميباشد. وى در اصل تونسى بوده و اخيرا بقاهره رفت، بسيار بدزبان و بذلهگو و فضّاح و كثير الهجو بود، عاقبت بمدينه منوره رفته و توطّن نمود، از هجوگوئى توبه كرده و ملتزم گرديد كه تا آخر عمر اوقات خود را در مديحهگوئى حضرت رسالت ص مصروف دارد، بهمين عهد خود استوار بوده تا وقتى عازم رحلت از مدينه گرديد، در آن حال آن حضرت را در خواب ديد كه بدو فرمود چطور بمفارقت ما رضا ميدهى اينك از آن عزم منصرف و تا آخر عمر در آن ارض اقدس اقامت گزيد و خود را عاشق النبى ص مىناميد. صاحب تونس پيش او كس فرستاده و خواستار مراجعت بوطن اصلى خود (تونس) گرديد جواب داد كه اگر سلطنت مشرق و مغرب بمن مفوّض گردد باز هم از جوار حضرت رسالت ص دستبردار نخواهم شد، در همان شب باز آن حضرت را در خواب ديد كه سه لقمه بدو اطعام فرمودند و بعد از اين جمله گويد كه آن حضرت كلامى هم فرمودند آنرا باحدى نميگويم الّا اينكه در آخرش اين جمله بود: و اعلم انى عنك راض پس قصيده مبسوطى انشا نمود كه از ابيات آن است:
فررت من الدنيا الى ساكن الحمى |
فرار محب عائدا لحبيبه |
|
لجأت الى هذا الجناب و انما |
لجأت الى سامى العماد (العباد خ ل) رحيبه |
|