ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٧٣ - ابو الطفيل- عامر بن واثلة
ابو الطفيل- عامر بن واثلة
- بن عبد العزى بن عبد يا ليل بن ناشب بن غيرة بن سعد بن ليث، كنانى ليثى، از اجلّاى اصحاب حضرت رسالت ص و امير المؤمنين و امام حسن و سيّد سجّاد عليهم السلام بود، از آن سه امام معظّم و اصحاب كبار حضرت رسالت ص روايت كرده بلكه بموجب خبرى كه در كافى ميباشد از حضرت باقر ع و بمدلول خبرى ديگر كه در علل الشرايع است از حضرت صادق ع نيز روايت نموده است. بديهى است كه روايت او از امام صادق ع پيش از امامت و در حال حيات حضرت باقر ع (متوقى بسال ١١٤ ه ق- قيد) ميباشد زيرا كه وفات خود عامر بسال صدم يا صد و دهم در حال حيات باقر ع بوده است.
عامر در سال غزوه احد متولد شد و هشت سال از عهد سعادت و دوره زندگانى حضرت رسالت ص را ديد، طبقه صحابه با وفات وى منقرض و ختم شد. او آخرين كسى است از صد و چهارده هزار نفر اصحاب كرام كه آن حضرت را ديدهاند. بعد از وفات آن حضرت بحضرت على ع پيوست، از خواصّ اصحاب و محبّين آن حضرت و دوستداران خانواده عصمت و طهارت بشمار ميرفت، در غزوات و مشاهد آن حضرت حاضر، با موالات اهل بيت معروف، با معادات مبغضين ايشان مشهور بود، با كمال جرأت و جسارت در نشر مطاعن ايشان اهتمام تمام بكار ميبرد، معاويه اصرار وافى داشت او را بهر حيله و وسيله كه باشد بطرف خودش جلب نمايد لكن او اصلا تمايل نميكرد، با دل قوى در محبّت خانواده عصمت ع ثابت و راسخ بود، براى خونخواهى حضرت سيد الشهداء ارواح العالمين له الفدا، به مختار بن ابى عبيده ثقفى ملحق و در تنفيذ اين مرام شركت داشته است.
پارهاى مذاكرات جاريه مابين او و معاويه در كتب مربوطه مذكور است و يكى از آنها را تذكر ميدهد، روزى معاويه بدو گفت آيا تو از قاتلين عثمان نيستى؟ گفت نه لكن از كسانى بودم كه حاضر وقعه بودند و او را كمك نكردند، پرسيد چه مانع آمد از يارى و نصرت او؟ گفت هيچكدام از مهاجر و انصار نكردند، گفت حق عثمان در ذمّه ايشان ثابت و نصرت او واجب بود عامر گفت پس ترا چه مانع شد كه با اين قدرت و قوه