ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٧ - ابو بصير- يوسف بن حارث
اشتباه ميباشد. در تأييد تعدّد ايشان علاوه بر آنچه مذكور داشتيم گوئيم كه اوّلى مكفوف و به اسدى موصوف و به ابو بصير مكنّى بوده بخلاف دويمى كه به حذاء و ازدى موصوف بوده و در جائى به مكفوف موصوف نشده و به ابو بصير مكنّى نميباشد.
علاوه كه تاريخ وفات ابو بصير يحيى سال يكصد و چهل و هشتم همان سال وفات حضرت صادق ع و يا دو سال بعد از آن، سال پنجاهم هجرت بوده و اين تاريخ كه سال دويم امامت حضرت امام موسى ع است منافات بيّن با واقفى بودن او دارد كه بعد از وفات آن حضرت در حدود يكصد و هشتاد و سيّم هجرت حدوث يافته و بسط مطلب موكول است به
(كتب رجاليه)
ابو بصير- يحيى بن قاسم
- مكفوف اسدى، همان ابو بصير يحيى بن ابى القاسم مذكور فوق است و اما يحيى بن قاسم ازدى حذاء كه در ضمن آن مذكور شد كنيه ابو بصير نداشته است.
ابو بصير- يشكر بن وائل
- بنوشته معارف ابن قتيبه از جمله تابعين و از قبيله بنى يشكر ميباشد، او را در كودكى نزد مسيلمه بردند، دست بر روى وى ماليد مكفوف و نابينا شد، بهمين جهت به ابو بصير مكنّى گرديد (بطور قلب) چنانچه غراب را بجهت حدّت باصرهاش اعور گويند و سال وفاتش بدست نيامد.
ابو بصير- يوسف بن حارث
- موافق آنچه از رجال شيخ و ابن داود و خلاصه علّامه و ديگران نقل شده بترى مذهب و ضعيف الحال، از اصحاب ابو جعفر اوّل حضرت باقر ع و يا ابو جعفر ثانى حضرت جواد ع بوده است. مكنّى به ابو بصير بودن او محل ترديد است، بنابر تحقيق تنقيح المقال كنيهاش ابو نصر ميباشد و بنابراين، صاحب كنيه ابو بصير كه بنابر مشهور چهار نفر بوده و يكى از ايشان هم همين يوسف بن حارث را ميشمارند (و فوقا تذكّر داديم) منحصر بسه نفر ليث و يحيى و عبد اللّه بن محمد اسدى مذكورين فوق ميباشد و كنيه يوسف بن حارث ابو نصر بوده نه ابو بصير بلكه اگر كنيه يحيى را نيز ابو بصير بدانيم چنانچه از بعضى نسخ رجال شيخ نقل شد ابو بصير كنيه