ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٢١ - ابو غسان- مالك بن اسمعيل بن زياد
داده و با كمال سرعت روانه مكّه نمود. عبد الدّار وارد مكّه شده و قريش را ندا درداد كه اينك كليدهاى خانه پدرتان اسمعيل است و خدايتعالى بىزحمت و ظلم و مظلمه بشما عنايت فرمود. از آنطرف ابو غبشان با يك دنيا ندامت جبرانناپذير، از مستى بهوش آمد و ملتفت شد كه شرافت بىنهايت را فداى يك ساعت مستى نموده است. بعد از آن اين كار سراپا حماقت ابو غبشان با عبارات متنوعه زبانزد مردم بوده و ميگفتند احمق من ابى غبشان يا اخسر صفقة من ابى غبشان يا الهف من ابى غبشان يا اندم من ابى غبشان و سپس همه اين جملهها از امثال دائره و سايره گرديد و اشعار بسيارى نيز در اين معنى گفتهاند:
باعث خزاعة بيت اللّه صاحبه |
بزق خمر فما فازوا و لا ربحوا |
|
اذا فخرت خزاعة فى قديم |
وجدنا فخرها شرب الخمور |
|
و بيعا كعبة الرحمن حمقا |
بزق بئس مفتخر الفخور |
|
ابو غبشان اظلم من قصى |
و اظلم من بنى فهر خزاعة |
|
فلا تلحوا قصيافى شراه |
و لوموا شيخكم ان كان باعه |
|