ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٩٩ - ابو دلف- قاسم بن عيسى بن معقل بن ادريس
كشتن حريف را قادر نبودم و كشته شدن خودم را نيز راضى نشدم، دستخالى برگشتن را هم قانع نگرديدهام اينك شقّ سيّمى را انجام داده و با خود حريف آمدم و اكنون اسير كرم تست و فلان چيزها را نيز بدو بذل كرده و وعده دادهام. روح گفت وقتى قبول دارم كه خانواده و اهل و عيال خودش را نيز بياورد كه از محذور انصراف آسودهخاطر باشيم آن مرد حريف گفت اهل و عيال من دور و آمدن ايشان غير ميسور است لكن بطلاق زنم سوگند ياد ميكنم كه خيانتى بشما نكرده باشم و الّا زنم مطلقه بوده و آوردنش نيز سودى ندارد، روح باور كرد و آن گفتههاى ابو دلامه را با زيادتيهاى بسيارى بدو ببخشيد پس آن خراسانى بميدان جنگ برگشت و با خراسانيها بناى مقاتله گذاشته و انتقام بسيارى از ايشان برآورده و اين قضيه سبب اعظم فتح و ظفر روح بن حاتم گرديد. وفات ابو دلامه بسال يكصد و شصت و يكم هجرى قمرى واقع گرديد.
(ص ٥٤ ج ١ نى و ٧٤ ج ٢ ع و ٢٠٩ ج ١ كا و ١٦٥ ج ١١ جم)
ابو دلف[١]
ابو دلف- قاسم بن عيسى بن معقل بن ادريس
- عجلى، از طائفه بنى عجل ميباشد و سلسله نسبش به بكر بن وائل موصول ميشود وى از فضلاى ادبا و شعراى امرا و مرجع استفاده ادبا و فضلا و شعرا بود و بجودت طبع و سخاوت و مردانگى و شجاعت معروف است. پدرش عيسى شهر كرج را بنياد نهاد ولى عمرش بانجام رساندن آن وفا نكرد پس ابو دلف بحكم عزيمت موروثى بپايانش رسانيد و با تمامى خويشاندوان خود كوچيده و در آنجا اقامت گزيد و توطّن نمود.
ابن خلّكان موافق آنچه از ديگران نيز نقل شده گويد روزى ابو دلف را در ايّام مرض موت اندك تخفيفى از آن شدت وجع و الم كه داشته حاصل شد، به دربان گفت آيا كسى از نيازمندان بر در سراى ما هستند گفت بلى چندى است كه ده نفر از سادات خراسان
[١]- ابو دلف- بر وزن شرف، در اصطلاح رجالى محمد بن مظفر كاتب مجنون بدعاقبت است.
(تنقيح المقال)