ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٩٢ - ابن الخاضبة- محمد
با ابن الخازن فوق معاصر، از مشاهير خطّاطين، علاوه بر تفرّد حسن خط در كثرت كتابت نيز بىنظير بود. كتابهاى بسيارى استنساخ كرده و پانصد قرآن نوشته و مقدار كتابت او در كثرت، دسترس كسى نبوده است. شب سهشنبه بيست و ششم ذيحجه پانصد و دويم هجرى قمرى بموت فجأه درگذشت. (ص ١٧٨ ج ١ كا و ٦١٩ ج ١ س)
ابن الخازن- على
- بن خازن، حائرى، مكنّى به ابو الحسن، ملقّب به زين الدين، معروف به ابن الخازن، عالم فقيه فاضل كامل، از تلامذه شهيد اوّل (متوفى بسال ٧٨٦ ه ق- ذفو) و از اساتيد شيخ احمد بن فهد حلّى (متوفى بسال ٨٤١ ه ق- ضما) و مشايخ اجازه او بود، خودش نيز از شهيد اجازه عالى داشته و سال وفاتش بدست نيامد. مخفى نماند كه صاحب ترجمه را على بن خازن گفتن چنانچه مشهور است من باب نسبت بلقب جدّ ميباشد و الّا پدرش حسن بن محمد بوده و محمد هم خازن آستان مقدّس حسينى ع بوده است. (ص ٥٦ هب و اطلاعات متفرقه)
ابن الخاضبة- محمد
- بن احمد بن عبد الباقى، دقاق، مكنّى به ابو بكر، معروف به ابن الخاضبة، از مشاهير قرّاء، صحت قرائت او مشهور و مسلّم اهل زمان خود بود با كتابت حديث امرارمعاش ميكرده و از خودش نقل است كه در اوقات تمام تنگدستى، شبى مشغول كتابت حديث بودم بناگاه موشى از سوراخ خود آمد و پيش من دوندگى كرد، بعد از ساعتى موشى ديگر نيز آمده و در دوندگى شريك او شد تا نزديكى چراغ رسيدند، يكى بطرف من آمد، طاسى را كه دم دست داشتم برداشته و بر روى آن موش گذاشتم پس رفيقش رفته و بعد از ساعتى يك دينار صحيح از سوراخ خود آورده و پيش من گذاشت لكن اعتنايش نكردم و مشغول كتابت بودم تا بعد از لمحهاى برگشته و دينارى ديگر آورده و منتظر استخلاص رفيقش شد باز هم اعتنائى ننمودم، دينار سيّمى آورده و بدين روش چهار يا پنج دينار پيش من روى هم گذاشت و منتظر شد باز هم اعتنائى نكردم تا بالاخرة برگشته و يك كيسه پوستين پردينارى آورده و پيش من گذاشت پس يقين كردم كه ديگر چيزى در سوراخ نمانده است لذا آن طاس را برداشتم،