ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٥٠ - ابن ابى سلمى- زهير بن اسلمى
از جرير سابق الذكر شاعرترين مردم را پرسيدند گفت: در جاهليّت زهير و در اسلام فرزدق كه منبع شعر است. عباس بن احنف نيز وى را بقول مطلق اشعر شعرا دانسته بلكه عمر بن خطّاب هم او را اشعر شعرا گفته است و در جواب ابن عباس كه سبب آنرا استفسار نمود فرمود كه زهير اصلا حرف زايد نگفته، در كلمات خود تعقيد و ابهام بكار نبرده، كسى را خارج از اندازه و باوصافى كه فاقد آنها است مدح نكرده بلكه فقط حقايق را گفته و از موهومات اجتناب دارد.
زهير در تنقيح اشعار خود اهتمام داشته است چنانچه در مدت چهار ماه يك قصيده گفته، چهار ماه ديگر هم خودش بتهذيب آن پرداخته، چهار ماه ديگر نيز بنظر شعراى وقت مىرسانيد اينك در اين باب ضرب المثل، اشعار او منقّح و مهذّب و در نهايت جودت بوده و داراى حكمت و موعظه و امثال و حكم كثيره نافعه و اذعان بمبدأ و معاد و خالى از تعقيد و كلمات وحشيه بوده و با آنهمه اختصار و قلّت الفاظ متضمّن معانى متقنه بسيارى ميباشند. بالقطع توان گفت كه تفوق قصيده معلّقه وى كه نخبه تمام اشعار يك عمر او بوده و از راه افتخار باهل روزگار از در كعبه آويخته بودند نسبت بساير اشعارش مثل تفوق خود او بديگر شعرا بوده است. مع ذالك كلّه بمجرّد نزول قرآن مجيد، محض از خوف رسوائى در مقابل آيات بيّنات آن كتاب مقدّس آسمانى، مثل معلقات ديگر از در كعبهاش دور انداختند. از ابيات قصيده معلقه او است:
امن ام اوفى دمنة لم تكلم |
بحو مانة الدراج فالمتثلم |
|
فاقسمت بالبيت اللذى طاف حوله |
رجال بنوه من قريش وجرهم |
|
فلا تكتمن اللّه ما فى نفوسكم |
ليخفى و مهما يكتم اللّه يعلم |
|
يؤخر فيوضع فى كتاب فيدخر |
ليوم الحساب او يعجل فينقم |
|
و من يك ذا فضل فيبخل بفضله |
على قومه يستغن عنه و يذمم |
|
و من هاب اسباب المنايا ينلنه |
و ان يرق اسباب السماء بسلم |
|
و من يغترب يحسب عدوا صديقه |
و من لا يكرم نفسه لايكرم |
|
و مهما تكن عند امرء من خليقة |
و ان خالها تخفى على الناس تعلم |
|