ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٨٧ - ابو خالد- عبد الملك بن عبد العزيز
از اين روايت وى كه در باب مولد آن حضرت از اصول كافى روايت كرده ظاهر و هويدا است. چنانچه خود ابو خالد گويد: هنگامى كه آن حضرت را نزد مهدى عباسى ميبردند در منزل زباله نزول فرمودند من هم در حضور ايشان رفته و بسيار اندوهناك بودم، در جواب استفسار از سبب ملال من بعرض رساندم چگونه اندوهناك نباشم كه آينده و مآل كار شما با اين طاغى معلوم نيست كه چطور خواهد شد و بكجا خواهد رسيد، در مقام تسلّى فرمودند كه مرا هيچ باكى نبوده و جاى انديشه نيست، در روز فلانى از ماه فلانى در موضع فلانى (كه خود آن حضرت معيّن فرمود) منتظر آمدن من باش. گويد كه بعد از آن روزها و ماهها را ميشمردم تا آنكه همان روز در همان موضع معيّن چشم براه و منتظر بودم نزديك بغروب گرديد ولى اثرى پيدا نشد، وسوسه شيطانى در دلم خطور كرده و ترسيدم كه در صدق كلام حقيقت انتظام آن امام عالىمقام شكّى كرده باشم، پس در عين حال قافلهاى از طرف عراق پيدا شد، باستقبال رفته و ديدم كه آن حضرت پيش قافله بقاطرى سوار است، مرا ندا درداد و فرمود كه شك مكن و شيطان دوست ميداشت كه تو شك كرده باشى، من شكر كرده و گفتم حمد خدائى را سزا است كه وجود مقدّست را از شرّ ايشان مستخلص گردانيد فرمود كه بار ديگر بطرف ايشان رفته و ديگر خلاص نخواهم شد. اسم اصلى ابو خالد در جائى بنظر نرسيد و دور نيست كه آن هم ابو خالد باشد. اما زبالى بضمّ اوّل منسوب بموضعى زباله نام است در راه مكّه مابين ثعلبيّه و واقصه.
(مراصد و تنقيح المقال)
ابو خالد سجستانى
از اصحاب حضرت رضا ع ميباشد كه نخست واقفى مذهب و بامام حىّ و قائم آل محمد بودن و مهدى منتظر بودن حضرت موسى ع معتقد بود، اخيرا از روى قواعد نجومى از آن عقيده منصرف و برخلاف اصحاب قبلى خود بعقائد حقّه موفق و بموت آن حضرت و امامت حضرت رضا ع قاطع گرديد و ظاهرا اسم اصليش نيز ابو خالد بوده است. (كتب رجاليه)
ابو خالد- عبد الملك بن عبد العزيز
- در باب سيّم بعنوان ابن جريح خواهد آمد.