ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩١ - ابو عبيد- قاسم بن سلام
نداشته و عاقبت بهمين جهت بدست مردى كوفى تيراندازى كشته شد، چنانچه روزى بمرام تيراندازى در جنگلهاى كوفه از بغداد بيرون شده بوده پس آن مرد كوفى كلام كفرآميزى كه بحكم شرع مقدّس اسلامى سبب قتل او ميشد از زبان خودش شنيده و بقتلش آورد.
در معجم الادبا تاريخ آن را ننوشته و در تاريخ بغداد گويد شنيدم كه ابو العبر احمد بن محمد بن عبد اللّه بن عبد الصمد بن على بن عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب در سال دويست و پنجاهم مرده و بنابراين زمان زندگانى وى تقريبا معلوم ميگردد.
(ص ١٢٢ ج ١٧ جم و ٤٠ ج ٥ تاريخ بغداد)
ابو عبيد[١]
ابو عبيد- احمد بن محمد
- در باب اوّل بعنوان هروى احمد نگارش يافته است.
ابو عبيد- عبد اللّه بن عبد العزيز
- دو تن بوده و هردو در باب اوّل بعنوان بكرى مذكورند.
ابو عبيد- قاسم بن سلام
- (بتشديد لام) بن مسكين بن زيد هروى، فقيه قارى محدّث اديب كامل لغوى، بقول ابن خلّكان در فقه و حديث و قرائت و عربيّه و تمامى علوم اسلاميّه متفنّن، در هرفنى امام اهل عصر خود، در نقل اخبار و سنن معتمد بوده است. بالجملة ابو عبيد بسال يكصد و پنجاهم يا پنجاه و چهارم هجرت در هرات متولد شد، در اوائل جوانى بعزمى راسخ فتورناپذير بتحصيل فقه و حديث و قرائت و فنون ادبيّه اشتغال جست، به فراء و كسائى و اصمعى و ابو عبيده لغوى و جمعى وافر از محدّثين و فقها و لغويّين و ادبا تتلمذ نمود، تا در فنون فضائل متبحّر، در رديف اكابر اساتيد لغت معدود و از نوادر علماى عربيّه بشمار ميرفت، مدتى نيز بقضاوت طرسوس از بلاد شام منصوب بود. او نخستين كسى است از عامّه كه در تجويد
[١] ابو عبيد- در اصطلاح رجالى جبير بن اسود نخعى، حنظلة بن حذيم بن ضعيف، يحيى بن مهران ثورى كوفى و بعضى ديگر است.