ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٤٠ - ابو سليمان- داود بن ابى الفضل
بقتلش بگماشت، ابو مسلم نيز در انتظار فرصت بود تا آنكه شبى، چندى از كسان خود را در كمين گذاشت و در موقعى كه ابو سلمه در شهر انبار در ماه چهارم خلافت سفاح از مجلس او برميگشته بسر وى ريخته و بقتلش آوردند و صبح آن شب منتشر شد كه ابو سلمه را خوارج كشتهاند. مخفى نماند كه خلّال گفتن ابو سلمه نه بجهت سركهسازى يا سركهفروشى او بوده بلكه چنانچه اشاره شد بجهت سكونت او در محلّه خلّالان بوده است.
(ص ١٧٩ ج ١ كا و غيره)
ابو سلمه- سالم بن عبد اللّه
- بعنوان ابو خديجه اشاره شد.
ابو سليط ابو سليمان
در اصطلاح رجالى اولى اسير بن عمرو بدرى صحابى، دويمى نيز جعفر بن ابى عثمان و حماد بن خليفه و جمعى ديگر است.
ابو سليمان- احمد بن محمد
- در باب اوّل بعنوان خطابى نگارش يافته است.
ابو سليمان- ايوب بن زيد
- در باب سيّم بعنوان ابن القريه خواهد آمد.
ابو سليمان- داود بن ابى الفضل
- بناكتى، ملك الشعرا و وقايعنگار سلطان غازان خان مغولى ايلخانى (٦٩٤- ٧٠٣ ه ق- خصد- ذج) و به فخر الدين ملقّب بود. كتابى بنام روضة اولى الالباب فى تواريخ الاكابر و الانساب براى سلطان ابو سعيد پسر غازان خان تأليف داده كه بتاريخ بناكتى معروف است. ولادت او در قصبه بناكت نامى از بلاد ماوراء النهر كه اخيرا نام مذكور را به شاهرخيه تبديل دادهاند واقع شد و در سال هفتصد و سى و يكم هجرى قمرى درگذشت. در كشف الظّنون نام مؤلف تاريخ مذكور را در عنوان تاريخ بناكتى ابو سليمان فخر الدين داود نوشته و گفته است كه اين تاريخ همان روضة اولى الالباب ميباشد. لكن تحت عنوان روضة اولى الالباب گويد كه آن، فارسى و جامع و مختصر، احوال و اوصاف ملوك خطا را حاوى، بالتماس سلطان ابو سعيد بهادر خان تأليف و مؤلفش فخر الدين محمد بن ابى داود سليمان يا ابى سليمان داود و وفاتش نيز بقرار مذكور است. بديهى است اين اسم كه براى مؤلف تاريخ مذكور نوشته علاوه بر مخالفت شرح فوق كه از قاموس الاعلام نقل شد مخالف كلام ديگر خودش