ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٧ - ابو منصور- عبد القادر
بسيار محترم بود. بنام علل العلل و غنا در طب و مجموعه كبير در ادويه مفرده و معالجات منصورى و غيره تأليفاتى داشته و سال وفاتش بدست نيامد. بنوشته نامه دانشوران شيخ ابو على سيناى (متوفى بسال ٤٢٧ ه ق- تكز) از وى درس خوانده و يا بنوشته قاموس الاعلام برعكس اين بوده و ابو منصور در اواخر عمر ابو على از او درس خوانده است.
(كف و ص ٣٦٩٥ ج ٥ س و ٣٨ ج ١ مه)
ابو منصور- حسن بن يوسف
- در باب اول بعنوان علامه حلى نگارش يافته است.
ابو منصور- حسين بن محمد
- در باب اول بعنوان مرعشى حسين نگارش يافته است.
ابو منصور- رشيد الدين
- در باب اول بعنوان رشيد الدين ابو المنصور مذكور است.
ابو منصور سوخته
از عرفاى اوائل قرن چهارم هجرت ميباشد كه با خواجه عبد اللّه انصارى معاصر و در شمار اهل حال معدود بود، گويند (و العهدة عليهم) وقتى بآتش رفت و نسوخت و از اين جهت به سوخته مشتهر گرديد و مشخص ديگرى بدست نيامد.
(ص ٨٨ ج ٤ مه)
ابو منصور- ظافر بن قاسم بن منصور
- حداد جزامى اسكندرانى، از مشاهير شعراى قرن ششم هجرى عرب ميباشد كه ديوان شعرى هم داشته است. حافظ ابو طاهر سلفى و ديگر اكابر وقت از وى روايت نموده و از اشعار او ميباشد كه در خصوص سندلى منسوجى گفته است:
انظر بعينك فى بديع صنايعى |
و عجيب تركيبى و حكمة صانعى |
|
فكأننى كفا محب شبكت |
يوم الفراق اصابعا باصابع |
|