ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٧٠ - ابن السكيت- يعقوب
كرد هرآنچه را كه از ايشان شنيده در كتابهاى خود نقل نمود. ثعلب گويد كه در انواع علم متصرف بود، در فن لغت هم بعد از ابن الاعرابى كسى را سراغ نداريم كه اعلم از ابن السكيت باشد. در نحو و لغت و ادبيّات و منطق تأليفات بسيارى بدو منسوب است:
١- اصلاح المنطق كه از اجود كتب نافعه جامعه، شرحا و تلخيصا محل توجه ادبا، در بيروت چاپ و چندين نسخه خطى آن نيز در كتابخانههاى مصر و اوروپا و استانبول موجود است.
مبرد گويد كه در منطق كتابى بهتر از آن را نديدهام و ديگرى گويد كه كتابى مانند آن از جسر نگذشته است ٢- الاضداد كه در بيروت چاپ شده است ٣- الامثال ٤- الايام و الليالى ٥- تهذيب الالفاظ كه در بيروت چاپ و چند نسخه خطى آن نيز در كتابخانههاى ليدن و پاريس موجود است ٦- الجبال و الاودية ٧- سرقات الشعراء ٨- الشجر و النبات ٩- الفرق ١٠- القلب و الابدال كه در بيروت چاپ شده است ١١- معانى الشعر الصغير ١٢- معانى الشعر الكبير ١٣- المقصور و الممدود ١٤- النوادر و غيرها و از اشعار ابن السكيت است:
و من الناس من يحبك حبا |
ظاهر الحب ليس بالتقصير |
|
فاذا ما سئلته عشر فلس |
الحق الحب باللطيف الخبير |
|
يصاب الفتى من عثرة بلسانه |
و ليس يصاب المرء من عثرة الرجل |
|
فعثرته بالقول تذهب رأسه |
و عثرته بالرجل تبرء عن (على خ ل) مهل |
|