ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٩٣ - ابن خالويه- حسين
هردو موش برگشتند، من هم آن دينارها را صرف ضروريّات خودم نمودم.
ياقوت حموى پس از آنكه قضيه را بواسطه سمعانى از ابو المناقب از خود ابن الخاضبة بهمين روش نقل كرده گويد اگرچه اين قضيه بحسب ظاهر محال است لكن بجهت وثاقت ناقل و دقّت او در نقل قضايا نقل شد تا اگر در واقع صحيح است خواننده را حظّى عجيب باشد و در صورت عدم صحت نيز مثل افسانههاى ديگر مورد التذاذ قرار گيرد. وفات ابن الخاضبة در سال چهار صد و هشتاد و نهم هجرى قمرى واقع گرديد.
(ص ٢٢٦ ج ١٧ جم)
ابن خاقان- فتح بن محمد
- بن عبيد اللّه بن خاقان بن عبد القيس قيسى اشبيلى، يا موافق دو موضع از كشف الظّنون فتح بن عيسى بن خاقان يا بنا بظاهر كلام قاموس الاعلام اصل نامش محمد بن عبيد اللّه است. بهرحال كنيهاش ابو نصر، شهرتش همان ابن خاقان و فتح بن خاقان، از وزراى نامى و از مشاهير ادبا و فضلا و شعراى اشبيليه از بلاد اندلس ميباشد كه ببلاد بسيارى مسافرتها كرده و كلمات و عباراتش در نهايت ملاحت و عذوبت، مصدوقه سحر حلال بوده و از تأليفات او است:
١- قلائد العقيان فى محاسن الاعيان كه در پاريس و تونس و استانبول و مصر و قاهره چاپ، حاوى شرح حال و اشعار اكابر وقت بوده و بچهار قسمتش نموده است اولى، در ملوك، دويمى در وزرا، سيمى در قضاة و علما، چهارمى در ادبا و شعرا ٢- مطمح الانفس و مسرح التأنس فى ملح اهل الاندلس كه آن نيز در قاهره چاپ شده و حاوى شرح حال اكابر كتّاب و بلغا و قضاة و علما و فقها و ادبا، كثير الفائدة و حاكى از تبحّر فضلى مؤلفش ميباشد و سه كتاب بدين اسم تأليفش داده كه بقيد كبرى و وسطى و صغرى امتياز يابند و ظاهرا آنچه چاپ شده همين صغرى است. ابن خاقان بسال پانصد و سى و پنجم هجرى قمرى در مراكش مقتول گرديد.
(كف و ص ٣٣٤١ ج ٥ س و ١٤٣٤ مط)
ابن خالويه- حسين
- بن احمد بن خالويه بن حمدان، يا حمدان بن خالويه، همدانىّ الاصل و الولادة، بغدادىّ النشأة، ابو عبد اللّه الكنية، ابن خالويه الشّهرة، حلبىّ المسكن و المدفن، از مشاهير ادبا و شعرا و نحويّين و افاضل