ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٧٢ - ابن سمان- اسمعيل
او بسيار است، تمامى عمر خود را با تجريد و تفريد گذرانيد، اصلا ازدواج نكرد، در جواب استفسار از سبب آن ميگفت كه تاب دو شيطان را ندارم. ابن السماك در زمان هارون از كوفه ببغداد رفت، اخيرا باز بكوفه برگشته و در سال يكصد و هشتاد و سيّم هجرت درگذشت و جمله محمد كامل- ١٨٣ مادّه تاريخ او است. لفظ سماك با صيغه مبالغه بمعنى ماهىفروش و ماهىشكار است.
(ص ٦٦ ج ٢ كا و ٣٦٨ ج ٥ تاريخ بغداد و ١٣٢ خه و ٦٣٤ ج ١ س)
ابن سمان- اسمعيل
- بن على بن حسين سمان بن محمد بن رنجويه، حافظ رازى، مكنّى به ابو سعيد، معروف به سمان (روغنفروش) و ابن السمان، عالمى است فقيه محدّث ثقه رجالى كثير المشايخ، مفسّر متبحّر، متكلّم خلافى معقولى منقولى، در حديث و قرائات قرآنى و فرائض و حساب و رجال و انساب متبحّر، با شيخ طوسى (متوفى بسال ٤٦٠ ه ق- تس) و نظائر وى معاصر. بسيار زاهد متّقى قانع و با شهامت بود، در تمامى عمر تنها يك طعام صرف نموده و رهين منّت كسى نميشد، اوقات او در تدريس و تأليف و قرائت قرآن و روايت اخبار و ارشاد عباد مصروف بود، تمامى كتب خود را وقف مسلمين نمود، با اينكه در علوم عربيّه وحيد عصر خود بوده نسبت بعلم حديث اهتمام تمام داشت، براى تكميل آن علم شريف مسافرتها كرد، از مشايخ بسيارى كه عدّه ايشان در حدود چهار صد نفر بلكه بقول بعضى از سه هزار بيشتر و ديگرى (و العهدة عليهما) سه هزار و ششصد نفر بودهاند استماع حديث كرد.
تشيع و امامى بودن وى مسلّم است، روايت كردن او بعضى از احاديث نبويّه را كه ظاهرا مخالف مذهب اماميّه و مشعر بر تفضيل ديگران بر حضرت على ع ميباشند دليل غيرامامى بودنش نبوده و بسيارى از ثقات، روايات مخالف عقيده خودشان را نقل مينمايند. همچنين نسبت معتزلهگى دادن بدو ناشى از متحد العقيدة بودن معتزله و اماميّه در نفى رؤيت و حدوث قرآن و حسن و قبح عقلى و بعضى ديگر از مسائل اصوليّه ميباشد.
از تأليفات ابن سمان است: