ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٢ - ابو عبد الرحمن- خليل بن احمد
ابو عبد- مكحول
- هذلى، از فقهاى عامّه ميباشد و از انس بن مالك و بعضى از اصحاب ديگر روايت نموده است. چنانچه حسن در بصره و شعبى در كوفه و سعيد بن مسيب در مدينه مقامى عالى داشتهاند او نيز در شامات مشغول فتوى و داراى مقامى بلند بود و در سال يكصد و هيجدهم هجرت درگذشت.
از آنرو كه در اصل از اهالى سند و در ميان اسراى كابل وارد شام شده بود، زبانش لكنت داشت و كلمات عربيّه را بطور صحيح ادا نمىكرد و اغلب حروفاترا بيكديگر تبديل مىنمود. ظاهرا لفظ مكحول لقب بوده و اسمى ديگر بدست نيامد و كنيهاش نيز همان ابو عبد است بىاضافه. (ص ٤٣٦٧ ج ٦ س)
ابو عبد الرحمن- احمد بن شعيب
- يا على بن شعيب در باب اول بعنوان نسائى مذكور شده است.
ابو عبد الرحمن- احمد بن محمد بن حنبل
- در باب سوم بعنوان ابن حنبل خواهد آمد.
ابو عبد الرحمن- جعفر بن زياد
- در باب اول (القاب) بعنوان احمر مذكور است.
ابو عبد الرحمن- حاتم بن عنوان
- در باب اول بعنوان اصم مذكور است.
ابو عبد الرحمن- حسان
- در باب اول بهمين عنوان حسان بن ثابت مذكور است.
ابو عبد الرحمن- خليل بن احمد
- بن عمرو بن تميم، نحوى لغوى عروضى، ازدىّ القبيلة، يحمدى البطن، فراهيدى الشعبة، بصرى البلدة، ابو عبد الرحمن و ابو الصفا الكنية، عالمى است عامل صدوق فاضل حكيم اديب عاقل عابد زاهد قانع متواضع، اقوال حكيمانه بسيارى بدو منسوب، مردم ميگفتند كه بعد از صحابه كسى متّقىتر از خليل را سراغ نداريم. نضر بن شميل گويد كه خليل در بصره با تمام عسرت مىگذرانيد، قدرت دو فلوس نداشت، شاگردان وى در اثر تعليمات او ثروت بىنهايت داشتهاند. در قناعت او گويند روزى سليمان بن اهوازى كس نزد او فرستاده و تعليم و تربيت اولاد خود را از وى درخواست نمود، خليل مقدارى نان خشك پيش