ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٤ - ابو عبد الرحمن- خليل بن احمد
داشتهاند مبنى بر مخارج حروف داشته و بدستور ذيل از حروف حلق آغاز كرده است:
ع ح ه خ غ ق ك ج ش ص ض س ر ط د ت ظ ذ ث ز ل ن ف ب م و ا ى.
موافق رويه اتخاذى عرب كه هركتاب را بنام لفظ اولش موسوم دارند خليل نيز همين كتاب را به كتاب العين مسمّى گردانيد مثل كتاب جيم شيبانى و كتاب جيم هروى و كتاب جيم نضر بن شميل و نظائر آنها. خليل علاوه بر مراتب علم و عقل و كمالات متنوعه كه داشته داراى فطانت و ذكاوت بىنهايت بلكه بنوشته بعضى در اين قسمت از آيات خداوندى بوده است.
گويند شخصى دوائى ترتيب ميداده كه در علاج كمنورى چشم نافع و محل حاجت مردم بوده است تا آنكه آن شخص پيش از اكمال آن مرده و احتياج مردم تأمين نگرديد و از نسخه آن نيز سراغى ندادند، روزى خليل، ظرفى را كه همان دوا توى آن تعبيه ميشده خواسته و بوييد، از بوى آن پانزده نوع دواهاى متفرقه تشخيص داد و از تركيب آنها دواى چشم را تهيه كرد و مردم براى همان مرام رفع حاجت مينمودند، اخيرا اصل نسخه نيز پيدا شد و ديدند كه تمامى اجزاى آن شانزده نوع بوده و خليل فقط يك جزو را ملتفت نشده و پانزده جزو ديگر مطابق تشخيص وى بوده است.
مخفى نماند كه خليل قوه شعرى خوبى نيز داشته و لكن كمتر شعر ميگفته است.
دو شعر او ضمن شرح حال ثقفى عيسى بن عمر مذكور افتاد. نيز روزى خليل يك بيت شعر را موافق اصول عروضى تقطيع مىكرد در آنحال پسرش او را ديده و در ميان مردم گفت پدرم ديوانه شده است پس خليل گفت:
لو كنت تعلم ما اقول عذرتنى |
او كنت تعلم ما تقول عذلتكا |
|
لكن جهلت مقالتى فعذلتنى |
و علمت انك جاهل فعذرتكا |
|