اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٦١ - تحقيق در مسئله
مقيّد را مطرح كنيم. [١] اشكال بر مرحوم حائرى: مطرح كردن استحباب در اينجا، منافاتى با سببيّت ندارد، زيرا استحباب در اينجا، مانند استحباب نماز شب نيست تا با وجوب، منافات داشته باشد، بلكه به معناى افضل افراد است و اين با اصل وجوب منافاتى ندارد. نتيجه اين مىشود كه ظهار، سببيّت دارد براى وجوب عتق مطلق رقبه و استحباب اختيار رقبه مؤمنه.
تحقيق در مسئله
در اينجا لازم است ابتدا ببينيم آيا در موارد مسلّم حمل مطلق بر مقيّد، ملاك حمل مطلق بر مقيّد چيست؟ آيا ملاك، اقوا بودن ظهور است؟ [٢] پاسخ اين سؤال، منفى است، زيرا اصالة الاطلاق، يك اصل لفظى نيست و با اصالة العموم فرق دارد. اصالة العموم، استناد به وضع و دلالت لفظيّه دارد، امّا اصالة الاطلاق از راه قرينه حكمت و طريق عقلاء ثابت مىشود و ما بايد به عقلاء مراجعه كنيم ببينيم آيا عقلاء- با توجه به مقدّمه يا مقدّمات حكمت- براى اطلاق چه مقدار ارزش قائلند؟ ما وقتى به عقلاء مراجعه مىكنيم مىبينيم عقلاء در دو مورد به اصالة الاطلاق ترتيب اثر داده و به آن مراجعه مىكنند: يكى اين كه دليل مقيّدى در مقابل آن وجود نداشته باشد و ديگر اين كه شك داشته باشند آيا دليل مقيّدى در مقابل آن وجود دارد يا نه؟ [٣] امّا وقتى ما مىبينيم كه در مقابل «أعتق رقبة» يك «أعتق رقبة مؤمنة» وجود دارد و از خارج هم مىدانيم كه دو حكم در كار نيست، آيا عقلاء در اينجا چه مىگويند؟ عقلاء در اينجا نه مسأله حمل مطلق بر مقيّد را مطرح مىكنند و نه از طريق حمل امر به مقيّد بر استحباب [٤] وارد مىشوند. بلكه اصلًا در
[١]- درر الفوائد، ص ٢٣٦ و ٢٣٧
[٢]- همانطور كه علّت تقديم ظهور «يرمي» بر ظهور «اسد»، اقوا بودن ظهور «يرمي» بر ظهور «اسد» است.
[٣]- البته پس از اين كه تفحّص لازم را انجام داده باشند و به دليل مقيّدى بر خورد نكرده باشند.
[٤]- كه مرحوم آخوند به عنوان راهى در مقابل مشهور مطرح كردند.