اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٨ - ٣- مفرد معرّف به «ال»
يكى اين كه به صورت اشتراك معنوى باشد و ديگرى اين كه به صورت اشتراك لفظى باشد. درهرصورت، بين معرّف به «ال» با علم جنس فرق وجود دارد و آن اين است كه در «الرّجل»- اگر فرض كنيم معرّف به «ال» جنس باشد- تعدّد دالّ و مدلول وجود دارد، يعنى «ال»، معناى «رجل» را تغيير نمىدهد، بلكه «رجل» بر همان معناى اسم جنسى خودش- يعنى نفس ماهيت- دلالت مىكند و آنچه به عنوان اضافه مطرح است، مربوط به «ال» است. ولى در علم جنس تعدّد دال و مدلول وجود ندارد. سپس مىفرمايد: «مشهور [١] اين است كه «ال» در غير مورد عهد ذهنى، مفيد تعريف است». ايشان در رابطه با معناى معرفه شدن، شبيه همان چيزى را كه در مورد علم جنس مطرح فرمود، بيان كرده مىگويد: معناى معرفه شدن، مخصوصاً در مورد معرف به ال جنس، اين است كه اشاره ذهنيّه- كه همان التفات و لحاظ ذهن است- سبب مىشود كه اسم جنس عنوان معرفه پيدا كند. سپس مىفرمايد: در اينجا نيز همان اشكالاتى كه در باب علم جنس مطرح كرديم، وارد است. اشكال اوّل: اگر ما «زيد» را موضوع و «الرجل» را- كه ماهيت مقيّد به تعيّن ذهنى است- محمول قرار داديم و قضيه حمليّه تشكيل داديم، اين قضيه حمليه نمىتواند صادق باشد، زيرا زيد به عنوان يك موجود خارجى با خود ماهيت اتحاد دارد نه با ماهيّت مقيّد به تعيّن ذهنى. وجود ذهنى و وجود خارجى قسيم يكديگرند و امكان اجتماع و اتحاد بين آنها نيست. مگر اين كه ملتزم به تجريد شده و خصوصيت تقيّد به تعيّن ذهنى را از ماهيّت جدا كنيم و نفس ماهيت را بر «زيد» حمل كنيم در اين صورت ناچار مىشويم در اكثر قريب به اتفاق قضاياى حمليه متعارفه، ملتزم به تجريد شويم. اشكال دوّم: ممكن است گفته شود: «اگرچه «ال» دلالت بر تعيّن ذهنى مىكند، ولى ما براى اين كه قضيه حمليه «زيد الرّجل» صحيح باشد، «ال» را كالعدم فرض
[١]- ظاهراً مراد مرحوم آخوند، مشهور بين ادباء است.