اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣١ - كلام مرحوم حائرى
بررسى كلام مرحوم حائرى: به نظر ما كلام مرحوم حائرى داراى دو اشكال است: اوّلًا: اين كلام داراى استبعاد است، زيرا معناى كلام ايشان اين است كه در حمل كلام مولا بر اطلاق، فرقى بين مقام بيان با مقام اهمال و مقام اجمال وجود ندارد. در اين صورت از مرحوم حائرى سؤال مىكنيم: اگر قرينهاى قائم شود كه مولا در مقام اجمال است، چگونه مىتوان كلام او را بر اطلاق حمل كرد؟ مثلًا اگر فرض كنيم مولا با مطرح كردن (أقيموا الصلاة) در مقام تشريع اصل وجوب نماز- در مقابل عدم وجوب نماز در اسلام- بوده باشد، آيا مىتوانيم بگوييم: «امر مولا داير است بين اين كه مطلق صلاة را اراده كرده باشد- خواه همه اجزاء و شرايط را دارا باشد يا نه- و بين اين كه خصوص صلاة واجد اجزاء و شرايط را اراده كرده باشد، بههمينجهت، كلام مولا را بر اطلاقش حمل مىكنيم»؟ روشن است كه ما نمىتوانيم چنين چيزى را مطرح كنيم.
مولا خودش مىگويد: «من در مقام اجمال هستم و فعلًا مىخواهم اصل حكم را بيان كنم، امّا اين كه نماز چيست و چه خصوصياتى دارد؟ فعلًا در مقام بيان آن نيستم».
در اين صورت چگونه مىتوان كلام مولا را حمل بر اطلاق كرده و جزئيت مشكوك الجزئية و شرطيت مشكوك الشرطية را نفى كنيم؟ ثانياً: مرحوم حائرى فرمود: «اگر كلام مولا دائر باشد بين حمل بر چيزى كه احتياج به سؤال و توجيه ندارد و بين چيزى كه نياز به سؤال و توجيه دارد، ظاهر اين است كه كلام مولا را بر چيزى حمل مىكنيم كه نيازى به سؤال و توجيه ندارد». ما از ايشان سؤال مىكنيم: آيا منشأ اين ظهور چيست؟ روشن است كه اين ظهور نمىتواند در رابطه با لفظ باشد. در لفظ، مراد متكلّم مطرح نيست. اين كه اراده متكلّم به چه چيزى تعلّق گرفته است، نمىتواند در ارتباط با لفظ باشد. در موارد ديگر نيز همينطور است. در جايى كه ما به اصالة الظهور و اصالة الحقيقة تمسّك كرده و- مثلًا- مىگوييم: «مراد از «أسد» در «رأيت أسداً»، حيوان