اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩ - كلام مرحوم آخوند
است كه اين حكم بر اساس خصوصيتى كه در منطوق وجود دارد، بدست آمده است. به نظر مىرسد اين كلام ايشان درست نباشد، زيرا مفهوم، حكم نيست. حكم، مفرد است، مثل «وجوب صلاة الجمعة». بخلاف «الصلاة واجبة» كه جمله است و حكم نيست. «الصلاة واجبة» قضيّه مشتمل بر حكم است نه اينكه خودش حكم باشد. سپس ايشان در ذيل كلام خود مىفرمايد: «فصحّ أن يقال: إنّ المفهوم إنّما هو حكم غير مذكور لا أنّه حكم لغير مذكور» [١]. اين تعبير ايشان درست نيست، زيرا همان گونه كه گفتيم: «مفهوم، حكم نيست» بنابراين نوبت به اين نمىرسد كه بحث كنيم آيا مفهوم، حكم غير مذكور است يا حكم براى غير مذكور. همانطور كه منطوق، حكم نيست بلكه قضيّه مشتمل بر حكم است، مفهوم هم بههمينصورت است و به عبارت ديگر: موصوف براى مفهوميت و منطوقيت، عبارت از قضيّه است و مفهوم مورد بحث در اصول- كه در مقابل منطوق است- هيچ ارتباطى با مفردات و با نفس حكم ندارد. بحث در اين است كه آيا مثلًا قضيّه «إن جاءك زيد فأكرمه» قضيّه ديگرى هم به دنبال خود دارد يا نه؟ منكرين مفهوم، وجود قضيّه ديگر را نفى كرده و قائلين به مفهوم، وجود آن را اثبات مىكنند.
مقدّمه دوّم: آيا مفهوميت از صفات مدلول است يا از صفات دلالت؟
[كلام مرحوم آخوند]
مرحوم آخوند مىفرمايد: أشبه اين است كه ما عنوان مفهوميت را وصف براى مدلول بدانيم و اگر كسى آن را وصف براى دلالت دانست، اين در حقيقت، وصف به
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٠١