اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٦ - كلام حضرت امام خمينى رحمه الله
ماهيت انسان را با كتابت- كه امرى خارج از ذات و ذاتيات انسان است- مقايسه كنيم، مىبينيم واقعيّت اين است كه انسان نه مقيّد به وجود كتابت است و نه مقيّد به عدم آن. در اينجا گفته مىشود: «ماهيت انسان در مقايسه با كتابت، لا بشرط است». و اين لا بشرط بودن، ربطى به لحاظ و تصوّر ندارد. همه ماهيات ممكنه در مقايسه با وجود، داراى عنوان «لا بشرط» مىباشند. ماهيات ممكنه، نه مقيّد به وجودند و نه مقيّد به عدم وجود. بههمينجهت مىگويند: «نسبت وجود و عدم به ماهيات ممكنه، به طور مساوى است و هيچكدام بر ديگرى رجحان ندارد». [١] بررسى كلام امام خمينى رحمه الله: كلام ايشان اگرچه در جوّ فلسفه كلام دقيق و متينى است ولى ما در اصول گرفتار مسائل اعتبارى هستيم. بحث ما در رابطه با موضوع له اسم جنس است. مىخواهيم ببينيم آيا واضع، كلمه «رجل» را براى چه چيزى وضع كرده است. براى پى بردن به موضوع له اسم جنس، سر و كار ما با مسأله وضع است، و وضع، يك واقعيت نيست بلكه امرى اعتبارى است. انتخاب نام براى فرزند توسط پدر، به اين معنا نيست كه بين اين نام و اين فرزند ارتباط واقعى و ذاتى وجود دارد. هرچند در بحث وضع، بعضى خواستند دلالت الفاظ بر معانى را ذاتى بدانند ولى محقّقين عقيده داشتند دلالت الفاظ بر معانى ذاتى نيست بلكه مربوط به وضع است و وضع هم امرى اعتبارى و قراردادى است. واضع آمده براى ماهيت انسان- يعنى حيوان ناطق- لفظ انسان را و براى ماهيت رقبه- كه يك انسان مقيّد به رقيّت است- لفظ رقبه را وضع كرده است. در اينجا لفظ انسان، هيچ ارتباطى با ماهيت حيوان ناطق ندارد. همانطور كه لفظ رقبه، هيچ ارتباطى با ماهيت چنين انسانى ندارد. در اينجا- بر اساس كلام امام خمينى رحمه الله- حيوان ناطق، ماهيت «لا بشرط» و رقبه، ماهيت «بشرط شىء» است. رقبه، عبارت از
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ٢، ص ٣٢٠- ٣٢٢، معتمد الاصول، ج ١، ص ٣٤٣- ٣٤٥، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٥٢٦- ٥٢٨