اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥ - مقدّمه سوّم آيا نزاع در باب مفهوم، صغروى است يا كبروى؟
مجىء زيد در وجوب اكرام مدخليت داشته است و الّا وجهى نداشت كه مولا عبارت «إن جاءك زيدٌ» را بگويد، بلكه از اوّل مىگفت: «أكرم زيداً». در نتيجه مجىء زيد در ارتباط با وجوب اكرام اوست. [١] در اينجا ممكن است سؤال شود: آيا منكرين از متقدّمين، اين مسئله را انكار مىكنند؟
آيا آنان مىگويند: قيد «إن جاءك زيد» در كلام مولا بيهوده است؟ روشن است كه كسى نمىتواند ملتزم به يك چنين چيزى بشود. پس آيا محلّ نزاع بين قدماء در چيست؟ در پاسخ مىگوييم: ما اين مطلب را قبول داريم، بههمينجهت مىگوييم: قدماء- چه قائلين به مفهوم، چه منكرين مفهوم- قبول دارند كه مجىء زيد، دخالت در وجوب اكرام او دارد ولى محلّ نزاع آنان در اين است كه اين مدخليتى كه مجىء زيد در وجوب اكرام دارد و كسى نمىتواند آن را انكار كند آيا تا چه حدّى است؟ قائلين به مفهوم مىگويند: حدّ مدخليّت، به نحو مدخليت عليت منحصره است يعنى با تحقّق مجىء زيد، وجوب اكرام ثابت است و با نبودن مجىء زيد، چنين حكمى هم وجود ندارد. ولى منكرين مفهوم مىگويند: حدّ مدخليّت، به نحو مدخليّت علّيت غير منحصره است [٢] بنابراين اگرچه با بودن مجىء زيد، وجوب اكرام ثابت است ولى با نبودن مجىء زيد، نمىتوان وجوب اكرام را نفى كرد زيرا ممكن است وجوب اكرام از طريق علّت ديگرى- غير از مجىء زيد- ثابت باشد. در نتيجه بنا بر مبناى قدماء هم- مانند مبناى متأخرين- بحث مفهوم يك بحث صغروى است نه كبروى.
[١]- ما فعلًا كارى به درست يا نادرست بودن كلام آنان نداريم.
[٢]- علّيت غير منحصره در جايى است كه معلول، بيش از يك علّت داشته باشد، مثل حرارت كه هم از ناحيه شمس تحقّق پيدا مىكند و هم از ناحيه نار. در اينجا بين علّت و معلول، ارتباط وجود دارد. ولى ارتباط به نحو عليت غير منحصره است.