اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩ - طريق اوّل (طريق قدماء)
جمله از روى توجه و التفات صادر شده و هدف و غرضى را دنبال كند. ولى آيا غرض از اين جمله چيست؟ ابتداءً اغراض متعدّدى مىتوان تصور كرد: ١- مولا بخواهد خودش را امتحان كند، كه آيا قدرت بر تكلّم دارد يا نه؟ ٢- مولا بخواهد خودش را امتحان كند، كه آيا تكلّم او زبان عربى خوب است يا نه؟ ٣- مولا بخواهد با عبد خودش مزاح كند. اين اغراض اگرچه مىتواند جنبه عقلايى داشته باشد ولى عقلاء اعتنايى به آن ندارند، زيرا عقلاء مىگويند: هدف از وضع الفاظ، سهولت تفهيم و تفهّم است و الّا اصل تفهيم و تفهّم از راههاى ديگر- مانند اشاره و ...- نيز امكانپذير است. با توجه به اين هدفِ واضع و اينكه مولا در مقام بيان مراد خود، لفظ را به كار برده است، اين احتمالات كنار مىرود. ظاهر اين است كه وقتى مولا مىگويد: «إن جاءك زيد فأكرمه»، هم توجه و التفات دارد و هم تكلمش هدفدار است يعنى مىخواهد مقصود باطنى خودش را به عبد بفهماند و آن عبارت از «الزام به اكرام زيد هنگام مجىء او» مىباشد. قدماء مىگويند: مولايى كه داراى اين خصوصيات است و از اوّل مىتوانسته قيد «مجىء» را نياورد، چرا قيد «مجىء» را در كلام خود آورده است؟ آيا- با توجه به خصوصيات مولا- مىتوان تصور كرد كه اين قيد، لغو بوده و مدخليتى در حكم نداشته باشد؟ عقل و عقلاء مىگويند: اين شرط، حتماً با حكم ارتباط دارد و نمىشود بين اينها هيچگونه ارتباطى وجود نداشته باشد. لذا از آوردن قيد، اصل ارتباط بين مجىء زيد و وجوب اكرام را استفاده مىكنيم. مطلب ديگرى كه در اينجا وجود دارد اين است كه مولا در مقام تعليق، تنها قيدى را كه متعرّض شده، عبارت از قيد «مجىء زيد» بوده است، در حالى كه مىتوانست قيود ديگر را نيز مطرح كند و مجموع آنها را در ارتباط با جزاء قرار دهد. [١]
[١]- مثل اينكه بگويد: «إن جاءك زيدٌ و سلَّم عليك فأكرمه».