اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩١ - بحث سوّم بررسى نسبت در قضاياى معدوله
بحث دوّم: بررسى نسبت در قضاياى حمليه سالبه
قضاياى حمليه سالبه نيز- مانند قضاياى حمليه موجبه- بر دو قسم است: ١- مستقيمه (/ غير مؤوّله)، مثل «زيد ليس بقائم». ٢- مؤوّله، مثل «زيد ليس له القيام». البته قضاياى سالبه تقسيمات ديگرى نيز دارد كه بعداً بحث مىكنيم. فعلًا مىخواهيم ببينيم آيا در اين دو قسم نسبت تحقق دارد يا نه؟ ابتدا به كسانى كه مسأله نسبت را در مورد قضايا مطرح مىكنند، مىگوييم: برفرض كه وجود نسبت را در قضاياى حمليه موجبه بپذيريم ولى در قضاياى حمليه سالبه نمىتوانيم بپذيريم. در «زيد ليس بقائم» اتحاد بين زيد و قائم سلب مىشود.
حتّى در قضاياى مؤوّله موجبه- مثل «زيد له القيام»- كه اگر به ظاهرش تمسك مىكرديم، مسأله نسبت در آنها مطرح بود، وقتى حالت سلبى پيدا كند و گفته شود:
«زيد ليس له القيام»، معناى «ليس» عبارت از سلب نسبت بين زيد و قيام است. در حالى كه منطقيين مطلق قضيه را تعريف مىكنند نه خصوص قضيه موجبه را. بنابراين قضاياى سالبه- به هر دو قسمش- نظريه ما را تأييد مىكند كه در باب قضايا، مسأله نسبت را به طور كلّى بايد كنار بگذاريم و همان مسأله اتحاد و هو هويت را مطرح كنيم ولى در قضيه موجبه ثبوت اتحاد و هو هويت و در قضيه سالبه سلب اتحاد و هو هويت مطرح است.
بحث سوّم: بررسى نسبت در قضاياى معدوله
يكى از تقسيمهايى كه در ارتباط با قضيه- چه موجبه باشد يا سالبه- مطرح است تقسيم آن به محصّله و معدوله است. قضيه محصّله، قضيهاى است كه در ناحيه موضوع و در ناحيه محمول، دو امر وجودى فرض شده باشند، مثل «زيد قائم» و «ليس زيد بقائم». در هر دو قضيه موضوع و محمول- يعنى زيد و قائم- به عنوان امر وجودى مىباشند.