اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٧ - تنبيه دوّم تعدّد شرط و وحدت جزاء
و «إذا خفي الجدرانُ فقصِّر» مربوط به عالم منطوق خواهد بود، زيرا اگر ما ادات شرط را برداشته و به جاى آن كلمه «العلّة المنحصرة» را بگذاريم، يك دليل مىگويد: «العلّة المنحصرة لوجوب القصر هو خفاء الأذان» و دليل ديگر مىگويد: «العلّة المنحصرة لوجوب القصر هو خفاء الجدران» و بين اينها تعارض وجود دارد. يك شىء مىتواند دو علّت تامّه داشته باشد ولى نمىتواند دو علّت منحصره داشته باشد. علّت منحصره به معناى «تنها علّت تامّه» است چگونه مىشود هم خفاء اذان تنها علّت تامّه براى وجوب قصر باشد و هم خفاء جدران تنها علّت تامّه براى وجوب قصر باشد؟ پس در اين صورت خيلى روشن است كه تعارض بين دو منطوق است. ٢- انصراف: اگر گفته شود: «عليت منحصره از راه وضع نيست بلكه از راه انصراف است» در اين صورت قضيه «إذا خفي الأذان فقصِّر» انصراف پيدا مىكند به علّيت منحصره و قضيّه «إذا خفي الجدران فقصِّر» هم انصراف به علّيت منحصره پيدا مىكند و جمع بين اين دو ممكن نيست. پس در اين صورت هم تعارض بين دو منطوق است. ٣- اطلاق: اگر علّيت منحصره از راه اطلاق [١] استفاده شود، آيا طرفين تعارض كدامند؟ براى پاسخ به اين سؤال بايد ببينيم آيا موصوفِ اين اطلاق چيست؟ اگر موصوفِ اطلاق عبارت از ادات شرط باشد، علّيت منحصره هم در ارتباط با ادات شرط بوده و تعارض بين دو منطوق خواهد بود.
[١]- خواه اطلاق مربوط به ادات شرط باشد يا مربوط به شرط- با دو تقريب آن- و يا مربوط به جزاء باشد.