اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٤ - ٢- بحث پيرامون تقسيمى كه براى مطلق مطرح شده است
اوّلًا: كلمه «أيّ رجلٍ» جنبه تأكيد براى «رجل» قبلى دارد، زيرا اگر «أي رجلٍ» هم در كار نبود، از «جئني برجلٍ» استفاده مىكرديم كه هر رجلى را به محضر مولا بياورد، كفايت مىكند. ثانياً: كلمه «أيّ» يكى از الفاظ دالّ بر عموم بدلى است. نتيجه مىشود كه «رجل» در «جئني برجلٍ» بايد اطلاق بدلى داشته باشد، زيرا در غير اين صورت عموم بدلى «أى رجلٍ» نمىتواند آن را تأكيد كند. پس اگر ما بگوييم:
«بدليت، ربطى به اطلاق ندارد» بايد يكى از اين دو مطلب فوق را انكار كنيم. يا جنبه تأكيد بودن را منكر شويم و يا دلالت «أيّ رجل» بر عموم بدلى را انكار كنيم. و چون هيچكدام از اين دو را نمىتوانيم انكار كنيم، پس بايد وجود اطلاق بدلى را بپذيريم. اين اشكال بسيار مهم است. پاسخ: در اينجا بين مسأله تأكيد و اين كه «اگر اىّ رجل را هم نمىگفت، ما نيازى به آن نداشتيم» مغالطهاى پيش آمده است، زيرا اينها دو عنوانند. مسأله تأكيد، به اين برمىگردد كه همان مطلبى را كه كلام قبل از تأكيد افاده مىكرد، براى مرتبه دوّم به زبان ديگرى مطرح شود، در حالى كه مفاد «جئني برجلٍ» عبارت از اطلاق بود.
معناى اطلاق اين است كه تمام الموضوع براى امر مولا، عبارت از احضار رجل است بدون اين كه قيدى در آن دخالت داشته باشد. حال اگر اين معنا بخواهد تأكيد شود، بايد همين معنا دوباره ذكر شود، مثل اين كه مولا پس از گفتن «جئني برجلٍ» بگويد: «تمام الموضوع براى امر من، عبارت از احضار رجل است و هيچ قيدى در آن دخالت ندارد».
در حالى كه كلمه «أىّ رجلٍ» دلالت بر اين معنا نمىكند. «أىّ رجلٍ» بيانكننده قاعده عقليّه «الطبيعة توجد بوجود فردٍ ما» است و اين قاعده در مفاد «جئني برجل» وجود ندارد. بله، اگر «أىّ رجل» را ذكر نمىكرد، همان قاعده عقليّه ما را به آن معنا راهنمايى مىكرد. البته آن قاعده عقليّه نيازى به بيان ندارد ولى گاهى ممكن است مولا احساس كند كه مكلّف توجّهى به آن قاعده ندارد، بههمينجهت تذكّر آن را لازم مىبيند.