اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٠ - ٣- پاسخ حضرت امام خمينى رحمه الله
٣- پاسخ حضرت امام خمينى رحمه الله
حاصل كلام امام خمينى رحمه الله- با توضيح و رفع اشكالات آن از طرف ما- اين است كه ايشان مىفرمايد: درست است كه قائلين به مفهوم- به حسب ظاهر قضيّه شرطيه- يك علّيت و معلوليتى مطرح مىكنند و علّت را هم علّت منحصره مىدانند و ترديدى نيست كه علّيت منحصره به عنوان وصف براى شرط در قضيّه شرطيه است، ولى بحث در معلولِ اين علّت منحصره است. ظاهر قضيّه شرطيه اين است كه معلول اين علت، مجموعه جزاء مترتب بر شرط باشد كه در قضيّه «إن جاءك زيد فأكرمه» عبارت از «وجوب اكرام زيد» مىباشد. ولى وقتى از عرف سؤال كنيم كه در قضيّه «إن جاءك زيد فأكرمه» كه بين شرط و جزاء شدت ارتباط و اتصال مطرح است آيا طرفين اين ارتباط چيست؟ عرف در جواب مىگويد: «طرفين اين ارتباط عبارت از آمدن زيد و اكرام او- نه لزوم اكرام او- مىباشند». مثال عرفى: فرض كنيد قرار بوده مهمانى به منزل كسى برود و صاحب خانه مىخواهد از منزل خارج شود به عبد خود مىگويد: «اگر مهمان آمد از او پذيرايى كن»، در اينجا آيا بين آمدن مهمان و لزوم پذيرايى او شدت اتصال و ارتباط است، تا اين كه پس از آمده مهمان، لزوم پذيرايى تحقق پيدا كند، خواه عبد آن را موافقت يا مخالفت كند؟ به عبارت ديگر: آيا با آمدن مهمان، علّت و معلول تحقق پيدا كرده است، خواه اين كه امر به اكرام موافقت شود يا نه؟ واقعيت مسئله اين نيست و آنچه عرف از اين قضيه مىفهمد اين است كه بين آمدن مهمان و پذيرايى او شدت ارتباط و مناسبت وجود دارد و همين مناسبت سبب شده كه مولا امر به پذيرايى مهمان كند. پس در قضيّه «إن جاءك زيد فأكرمه» اگرچه در ظاهر، جزاء- يعنى لزوم اكرام- معلول واقع شده و معلّق بر شرط شده ولى در باطن معلول ما عبارت از اكرام زيد است و آنچه عرف درك مىكند اين است كه بين مجىء زيد و اكرام او شدت تناسب و ارتباط وجود دارد. و اكرام هم معنايى اسمى و كلّى است