اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨١ - ١- بررسى كلام مرحوم عراقى
مولا به دليل مخصّص منفصل مىگويد: «لا تكرم الفسّاق من العلماء»، در «أكرم كلّ عالمٍ» هيچگونه تصرّفى به وجود نمىآيد. مسأله موت، غير از دليل منفصلى است كه از ناحيه خود مولا صادر شود. اصولًا انسان نمىتواند اين معنا را بپذيرد كه مولايى كه ديروز «أكرم كلّ عالمٍ» و امروز «لا تكرم الفسّاق من العلماء» را گفته است، مراد جدّىاش از «أكرم كلّ عالمٍ» همه علماء- حتى فسّاق آنان- بوده است. اين حرف غير قابل قبولى است كه انسان بخواهد مخصّص منفصل را با موت مقايسه كند. وقتى چند عالم از دنيا بروند، اصلًا لازم نيست عبد به مولا مراجعه كند. مولا مىگويد: من تعداد علماء را مطرح نكردم بلكه گفتم: «أكرم كلّ عالم»، و عدد آنان نقشى در اين حكم ندارد. وقتى خود مولا «لا تكرم الفسّاق من العلماء» را مطرح مىكند، عبد اين دو دليل را با هم ملاحظه كرده و با توجه به اقوا بودن دليل مخصّص، حكم مىكند به اين كه مراد جدّى مولا اين نبوده كه فسّاق هم اكرام شوند. مگر اين كه مسأله نسخ در كار باشد، يعنى در ابتداى امر، عموم را اراده كرده سپس به نظرش آمده كه فسّاق را خارج كند. كه چنين چيزى از محلّ بحث ما در باب تخصيص بيرون است. عنوان تخصيص به اين معناست كه حكم از اوّل شامل اين مخصّص نبوده است. ثانياً: برفرض كه ما مبناى مرحوم عراقى را بپذيريم، مىگوييم: اين حرف كه «لوازم عقليّه بر استصحاب موضوعى ترتب پيدا نمىكند» درست است ولى مورد آن جايى است كه يك طرف اين لازم عقلى، خود مستصحبِ موضوعى باشد امّا اگر حكمى كه مترتب بر اين موضوع مستصحب است، يك لازم عقلى داشت، آن لازم قطعاً مترتب مىشود، زيرا وقتى شما خمريت را استصحاب كرديد «لا تشرب الخمر» پياده مىشود، در اين صورت عقل حكم مىكند كه شما بايد اين تكليف را رعايت كنيد، اطاعت كرده و مخالفت نكنيد. اين حكم عقلى در اينجا پياده مىشود، چون اين لازمِ عقلى، لازم عقلى خمريت نيست بلكه لازم عقلى «لا تشرب الخمر» است و وقتى كه شما خمريت را با استصحاب ثابت كرده و «لا تشرب الخمر» را پياده كنيد، اطاعت هم به دنبال آن مىآيد. بر اين اساس ممكن است در ما نحن فيه بگوييم: وقتى استصحاب عدم فسق را