اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢ - كلام مرحوم آخوند
مىتوانيم بگوييم: «قضيّه شرطيه داراى مدلول التزامى است». در اين صورت جاى اين سؤال است كه آيا عنوان مفهوميت، صفت براى مدلول است يا براى دلالت يا اينكه صفت براى دالّ است؟ در پاسخ اين سؤال بايد بگوييم: اين مطلب در دلالت مطابقه و تضمن و التزام به صورت يكنواخت است ولى در دلالت مطابقه قدرى روشنتر است. [١] در دلالت مطابقه، دالّ، متصف به عنوان مطابِق و مدلول، متصف به عنوان مطابَق، و دلالت، متصف به عنوان مطابقه مىشود. ما همانطور كه حقيقتاً مىتوانيم بگوييم: «انسان به دلالت مطابقه، بر حيوان ناطق دلالت مىكند»، مىتوانيم بگوييم: «دلالت انسان بر حيوان ناطق دلالت مطابقى است» و يا بگوييم: «حيوان ناطق، معناى مطابقى براى انسان است. در دلالت التزاميه- كه محلّ بحث است- هم همينطور است. وقتى مىگوييد:
«أربعه به دلالت التزاميه دلالت بر زوجيّت مىكند»، التزاميه را هم مىتوانيم صفت براى دلالت دانسته و بگوييم: «دلالت اربعه بر زوجيّت، دلالت التزاميه است» و هم مىتوانيم صفت براى زوجيّت دانسته و بگوييم: «زوجيّت، مدلول التزامى اربعه است» و هم مىتوانيم صفت براى خود اربعه- به عنوان دالّ- دانسته و بگوييم: «اربعه به دلالت التزامى دلالت بر زوجيّت مىكند». به نظر متأخرين، در مدلول التزامى قضايا هم مىتوانيم همين حرف را بگوييم يعنى مىتوان گفت: «جمله إن لم يجئك زيد فلا يجب إكرامه، مدلول التزامى إن جاءك زيد فأكرمه است» و نيز مىتوان گفت: «جمله إن جاءك زيد فأكرمه، به دلالت التزامى دلالت بر مفهوم مىكند» و نيز مىتوان گفت: «دلالت جمله إن جاءك زيد فأكرمه بر إن لم يجئك زيد فلا يجب إكرامه، دلالت التزاميه است». در نتيجه اگر ما مفهوم را بنا بر مبناى قدماء پياده كنيم، نه ارتباطى به دلالت
[١]- چون عنوان «مفاعله» در آن مطرح است.