اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧١ - ١- جواب مرحوم حائرى
«لا رجل عالماً في الدار»- در محدوده خودش افاده عموم مىكند. ولى در صورت شك، بايد ابتدا از طريق مقدّمات حكمت، اطلاق را ثابت كرده، سپس حكم به عموميت نماييم و اگر مقدّمات حكمت، كامل نباشد، نمىتوانيم عموم را اثبات كنيم. قائل سپس مىگويد: اين امر خيلى بعيد به نظر مىرسد كه با وجود استقلالى كه بحث عام دارد، براى اثبات عموم نيازمند به اثبات اطلاق باشيم. بررسى اشكال فوق: از اين اشكال، دو جواب داده شده است:
١- جواب مرحوم حائرى:
ايشان اشكال فوق را به دو صورت جواب دادهاند: الف: جواب حلّى: در الفاظ عموم، هيچگونه نيازى به جريان مقدّمات حكمت نداريم، زيرا وقتى مولا چيزى را در عنوان موضوع حكم خود قرار داد، معلوم مىشود كه مولا روى اين عنوان تكيه كرده است و بههمينجهت آن را موضوع براى حكم خودش قرار داده است. مثلًا اگر مولا بگويد: «أكرم زيداً»، معلوم مىشود كه روى اكرام زيد تكيه دارد و براى آن، موضوعيت قائل است. [١] در اينجا نيز وقتى مولا مىگويد: «أكرم كلّ رجلٍ»، همانطور كه معلوم مىشود مولا روى عنوان رجوليت تكيه كرده و هيچ به ذهن نمىآيد كه «أكرم كلّ رجلٍ» شامل مرئه هم بشود، از اين كه مولا «رجل» را موضوع قرار داده- نه «رجل» مقيّد به علم» را- استفاده مىكنيم كه عنوان «عالميت» هيچ نقشى ندارد. و اين بهمعناى جريان مقدّمات حكمت در «رجل» نيست بلكه نفس كلمه «رجل»، همانطور كه «مرئه» را نفى مىكند، مدخليت علم را نيز نفى مىكند. ب: جواب نقضى: اگر عموم، متوقّف بر اطلاق باشد، در جايى كه مولا، مسئله را به لسان اطلاق بيان كند- مثل اين كه بگويد: «أكرم رجلًا»- نه به لسان عموم، با
[١]- حال كارى نداريم كه آيا اين جمله مفهوم دارد- به عنوان مفهوم لقب- يا نه؟