اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٧ - صورت دوّم استفاده رجوع ضمير به بعض افراد عامّ، از طريق عقل
جمله اخير نداريم ولى شك داريم كه آيا «إلّا زيداً» اختصاص به جمله اخير دارد يا به تمام جمل ارتباط دارد؟ در اينجا عنوان سوّمى مطرح است. بيان مطلب: در بحثهاى گذشته گفتيم: مخصّص منفصل، هيچ ضربهاى به عموم عام نمىزند. و عام از نظر مستعمل فيه و ظهور در عموم هيچ تغييرى نمىكند، بلكه مخصِّص منفصل، در اراده جدّى مولا تصرف كرده و دايره مراد جدّى مولا را محدود مىكند به ماعداى مورد مخصّص. ولى مخصّص متصل، مانع از انعقاد ظهور براى عام است. [١] و اصولًا بكار بردن عنوان «مخصّص» در مورد «مخصّص متّصل»، همراه با نوعى تسامح و تجوّز است، زيرا ما عامّى نداريم كه تخصيص خورده باشد. امّا در مورد «استثناى واقع بعد از جمل متعدّده» عنوان سوّمى در كار است، زيرا نسبت به جمله اخير عنوان مخصّص متّصل مطرح است و هيچگونه ظهورى در عموم وجود ندارد. امّا نمىدانيم آيا «إلّا زيداً» به جملههاى قبلى برمىگردد يا نه؟ بههمينجهت نمىتوانيم نسبت به آن جملهها عنوان مخصّص متّصل را مطرح كنيم. عنوان مخصّص منفصل هم در كار نيست، زيرا ما چيزى به عنوان دليل منفصل نداريم. آنچه هست همين جمله است كه مشتمل بر سه حكم و يك استثناء است. به عبارت علمى: در اينجا چيزى هست كه صلاحيت قرينه بودن را دارد ولى نمىدانيم آيا متكلّم بر اين قرينه اتّكال كرده يا نه؟ در چنين موردى كلام اجمال پيدا مىكند، يعنى نه مىتوانيم بگوييم: «كلام، ظهور در عموم دارد» و نه مىتوانيم بگوييم: «ظهور در عموم ندارد». ما نحن فيه نيز همينطور است. مولا گفته است: «أهن الفسّاق و اقتلهم» عقل
[١]- خواه به صورت استثناء باشد يا به صورت توصيف.