اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٨ - صورت دوّم استفاده رجوع ضمير به بعض افراد عامّ، از طريق عقل
مىگويد: «مجرّد فسق، سبب استحقاق قتل نمىشود، بلكه فسق خاصّى- مثل كفر يا ارتداد- چنين خصوصيتى دارد». اين حكم عقل، به عنوان قرينه متّصلهاى براى «اقتلهم» است و صلاحيت اين را دارد كه قرينه براى «أهن الفسّاق» هم باشد ولى اين امر براى ما معلوم نيست لذا كلام مجمل مىشود. بههمينجهت دست ما از دليل اجتهادى كوتاه مىشود و نوبت به اصول عمليه مىرسد. اصول عمليه نيز به اختلاف موارد فرق مىكند. در ما نحن فيه شك مىكنيم آيا اهانت فاسق غير كافر، واجب است يا نه؟ و اين شبهه حكميّه وجوبيه و مجراى اصالة البراءة است. اين مطلب در ذيل كلام مرحوم آخوند مطرح شده است [١] ولى بايد توجّه داشت كه در كلام ايشان خلط صورت گرفته است، زيرا مسأله ما داراى دو صورت است و مطلب فوق در ارتباط با جايى است كه دليل حاكم به اختصاص، عبارت از عقل باشد.
امّا جايى كه اختصاص را از راه دليل منفصل استفاده كنيم مثل (و بعولتهن أحق بردّهن في ذلك) جاى اين حرفها نيست. در چنين جايى عام دوّم تخصيص خورده بود و عام اوّل بر عموم خود باقى بود.
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٦٣